نیو فان | دانلود فیلم

ژانویه 2018 - نیو فان | دانلود فیلم

توضیحات


به گزارش مجله فیلم

از نگاه بسیاری، او یکی از بزرگترین کارگردانان سینما تا به امروز است. یکی از بزرگترین سینماگرانی که تا به حال پشت دوربین بوده، و به درون روح انسان‌ها نگریسته است. اینگمار برگمان، فیلمساز سوئدی که به خاطر فیلمهای سیاه و تلخ، و نگاه واکاوانه‌اش به درون انسان، و بررسی شرایط انسانی مشهور است، روی فیلمسازان بزرگی چون وودی آلن و دیوید لینچ تاثیر بسیاری گذاشته است.

با به تصویر کشیدن روابط عاشقانه نفرین شده، یا اهریمنانی که روح شخصیتهایش را از درون آزار می‌دهند، برگمان می‌دانست که چطور نمایشی اخلاقی برپا کند و احساسات درونی ما را به خودمان نشان دهد. او انسان کاملی نبود، و توانست اشتباهات و خطاهای خود در زندگی را با فیلمهایش به تصویر بکشد، و با استفاده از استعداد بی‌نهایتش آثار بی‌نظیری پدید آورد.

برگمان همیشه در فیلمهایش زنده است و زندگی خواهد کرد، و آثار او برای تمامی نسلها، مفهوم همیشگی سینما خواهند بود. در ادامه ۲۰ اثر برتر او را مرور خواهیم کرد.

۲۰- مصائب آنا

Anna

«مصائب آنا» را می‌توان فیلمی مرتبط با فیلم دیگر برگمان، یعنی «شرم» دانست. هر دوی آنها در جزایر فارو فیلمبرداری شده‌اند، و به نظر می‌رسد که لوکیشن هر دو آنها یک کلبه بوده است. چون نماهای داخلی آنها کاملا شبیه هم است. برای داشتن یک نگاه مفسرانه جذاب بین این دو فیلم، لحظه‌ای این تئوری را در نظر بگیرید که «شرم» و «مصائب آنا» درواقع یک فیلم واحد هستند، یا حداقل در جهان سینمایی واحدی اتفاق میفتند، و شخصیتهایی که بازیگران این دو فیلم، ماکس فون سیدو و  لیو اولمان بازی می‌کنند در حقیقت یکی هستند.

در فیلم «شرم»‌ که سیاه و سفید فیلمبرداری شده، درواقع نمایش کشمکش‌های درونی این شخصیتهاست، جنگ احساساتی که برای بقا درگیر می‌شوند و می‌جنگند. «مصائب آنا» نمایش آن چیزی است که در سطح اتفاق میفتد. آنچه واقعا در واقعیت رخ‌ داده است.

 «مصائب آنا»‌ در بین آثار یکدست برگمان قرار می‌گیرد، و بسیار عالی ساخته شده است. او تجربه‌گرایی‌ای که در زمینه شکستن دیوار چهارم با فیلم «ساعت گرگ و میش»‌ شروع کرده بود را با این فیلم تکمیل می‌کند، و در طول فیلم با بازیگرانی که در نقشهایشان قرار دارند مصاحبه می‌کند. همچنین نمای پایانی فیلم، که فون سیدو را در حالا راه رفتن در جاده روستایی گل‌الود نشان می‌ٔهد، می‌تواند یکی از بهترین نماهای پایانی در سینما باشد.

۱۹- شرم

Shame

«شرم» از بسیاری جهات فیلم ویژه و منحصر به فردی‌ست. حداقل در بین آثار برگمان که اینطور است. مهمترین نکته این است که «شرم» اولین فیلمی‌ست که برگمان در ژانر فیلمهای جنگی می‌سازد، و همین آن را بسیار متفاوت کرده، و باعث شگفتی افرادی می‌شود که از موضوع فیلم بی‌خبر هستند.

دومین مورد، که بیشترنظر شخصی محسوب می‌شود، اینست که «شرم» به عنوان فیلمی از برگمان بیش از حد تلخ و تاریک است. فیلم آنقدر خشن و ناامید است که بیننده بعد از مدت کوتاهی کاملا نسبت به آن بی‌تفاوت می‌شود. اما با این حال «شرم» به عنوان یک اثر متفاوت از برگمان وجود دارد، و در کمال تعجب، این ناامیدی از نظر بصر کمک بسیاری به فیلم کرده است.

هرگز تا قبل از این فیلم، سیدو و اولمان را در چنین نورپردازی‌ای ندیده بودیم. نماهای نزدیک ایستا و ساکن از بازیگران در حالیکه به دوربین خیره می‌نگرند، بسیار تاثیرگذار است. انگار چشمان بی‌جانی دارند که از مدتها قبل از امید و انسانیت تهی شده‌اند. در آخرین نما اولمان دراز کشیده، به دوربین نگاه می‌کند و خوابی که شب قبل دیده را به‌ یاد می‌آورد. تصویری که در نهایت ظرافت گیراست، و آن گاه که فیلم برای آخرین بار به سیاهی کات می‌خورد، این نما بر شبکیه چشمان بیننده حک می‌شود.

۱۸- صحنه‌هایی از یک ازدواج

Scenes-from-a-Marriage-Main-Review

«صحنه‌هایی از یک ازدواج»هم مانند شاهکار دیگر برگمان، «فانی و الکساندر»، از جمله سریالهای کوتاه تلویزیونی‌ است که برگمان برای تلویزیون سوئد ساخت. هر دوی این فیلمها بعدا برای اینکه مناسب نمایش در سینماها و جذب تماشاگران بین‌المللی شوند بسیار کوتاهتر شدند. اما باید حتما آنها را به صورت سریال تماشا کنید، وگربوده فیلمها را کامل ندیده‌اید.

این اولین تجربه برگمان در استفاده از سریال و تلویزیون، به عنوان ابزاری برای داستانگویی طولانی مدت بود، و این به او امکان داد تا بتواند درون شخصیت‌ها را تا جایی که می‌توانند آشکار کند. از هم پاشیدن یک ازدواج موضوع جدید در آثار برگمان نیست، اما در این فیلم او ۵ ساعت روی این دو شخصیت تمرکز کرده، و نتیجه آن تبدیل به اثری شده که از آثار دیگرش بسیار جذاب‌تر است.

تلویزیون به او فرصت داده تا دیالوگهایی اثرگذار بنویسد، و سیر پیشرفت شخصیتها بسیار واقعی از کار درآمده، و داستان با سیری طبیعی جلو می‌رود و کامل می‌شود. هیچ تغییر ناگهانی در داستان اتفاق نمیفتد، وفیلم فقط ثبت طبیعت گرایانه و مستندگونه زندگی دو موجودی‌ست که عیبها و نواقصی دارند.

۱۷- فلوت سحرآمیز

The-Magic-Flute

با اینکه برگمان قبل و بعد از فیلمساز شدن، یک کارگردان تئاتر بود، اما «فلوت سحرآمیز» باز هم اثری فوق‌العاده تجربه‌گرا برای او به شما می‌رود. به فیلم تبدیل کردن تئاتر صحنه‌ای کار بسیار مشکلی‌ست، چه برسد به اینکه بخواهید از یک اپرای درحال اجرا روی صحنه فیلم بسازید. برگمان با این کار دست به ریسک زده بود.

خود این اپرا با موسیقی فوق‌العاده موتزارت غنی شده، و برگمان تمام تلاش خود را می‌کند تا دوربین را محدود به یک زاویه و وضعیت در صحنه نکند. او از فیلمبردارش سون نیکویست خواست که دوربین را در اطراف بچرخاند، تا تصاویری سیال و سینمایی خلق شود، و این شیوه بسیار مؤثر بوده است.

چیزی که این فیلم را به یکی از اصلی‌ترین آثار برگمان تبدیل ساخته، کل این مجموعه است. ابزارهای اپرایی، و اینکه چطور برگمان موفق شده به طرز معجزه‌آسایی این اثر را به یک اثر سینمایی تبدیل کند، و این داستان پریان را با نماها و صحنه‌های شگفت‌انگیزی پر کند. این فیلم بدون شک یکی از منحصر به فردترنی فیلمها در بین مجموعه آثار اوست، و گواهی بر توانمندی‌های این فیلمساز در خلق آثاری ویژه با استفاده از کمترین امکانات است.

۱۶- لبخندهای یک شب تابستانی

Smiles-of-a-Summer-Night

مشهورترین کمدی‌ای که برگمان ساخته، و فیلمی که باعث شد او مورد تحسین منتقدان بین‌المللی قرار گیرد. بعد از این فیلم موفق که برای او جوایزی به ارمغان آورد، برگمان توانست اختیارات کامل از طرف استودیوهایی که با آنها کار می‌کرد به دست بیاورد، و به آزادی‌ای دست پیدا کند که تا پایان دوران حرفه کاریش آن را حفظ کرد.

«لبخندهای یک شب تابستانی» یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای برگمان است، که الهام‌بخش نسلی از فیلمسازان پس از خودش بوده است. به ویژه این اثر روی وودی آلن تاثیر زیادی گذاشت و نگاهی نو و جدید به ژانر کمدی-رومانتیک ارائه داد. فیلم همچنین یکی از آثار مهم بازیگر شاخص و بااستعداد سینمای سوئد، گونار بیورنستراند است که با چهره‌ای متفاوت در این فیلم بازی می‌کند. نقشی که او بازی کرده اهمیت او به عنوان یک بازیگر شخصیت محور را اثبت می‌کند، که توانمدی این را دارد که خود را به قالب هر نقشی رد بیاورد و هیچ دو نقشی را شبیه هم بازی نکند

در کنار ارتباط فوق‌العاده بین بازیگران، این فیلم برگمان بسیار خنده‌دار است. دیالوگهای فیلم بسیار به یادماندنی هستند، و همچنین سرشار  از طنز، هجو و هوشمندی‌ست. در هر تغییر داستانی می‌توان شوخی‌ای پیدا کرد، و  به عنوان فیلمی در ژانر کمدی-رومانتیک هم بسیار خوب کار شده است. اثری که اصلا قابل‌ پیش‌بینی یا کلیشه‌ای از کار درنیامده است.

۱۵- هم‌چون در یک آینه

Through-a-Glass-Darkly

دومین فیلم برگمان که برنده جایزه اسکار شد، و اولین فیلم در بین سه‌گانه او که به عدم قطعیت ایمان می‌پردازد. و البته این فیلم با دو فیلم بعد از خودش بسیار تفاوت دارد. ما به این فیلم بیشتر به عنوان اثری مستقل، که تمرکز آن روی بیماری روانی کارین، شخصیت اصلی آن است، نگاه می‌کنیم. با این وجود بیماری کارین است که ر او تردید‌هایی درباره وجود خداوند، و شک نسبت به اطرافیانش را پدید می‌آورد.

این اولین فیلمی‌ست که برگمان در جزایر فارو فیلمبرداری می‌کند. جزیره‌ای که آنقدر مورد علاقه او قرار گرفت که بعدها لوکیشن بسیاری از فیلمهای او بو، و به جزیره برگمان معروف شد. مفهوم جزیره، با ایجاد حس ترس از در تنگنا بودن همگون است، و به همین دلیل مکان بسیار مناسبی برای درام روانکاوانه‌ای مانند قصه این فیلم است. شخصیتها، که اعضای یک خانواده هستند، در صحنه‌ها کاملا نزدیک به هم فشرده شده‌اند، و این باعث شده ابراز احساسات، ترسها و نفرتها برایشان آسانتر شود.

برگمان این فیلم را که تنها یک لوکیشن و چهار بازیگر دارد، مانند یک تئاتر روی صحنه ساخته است. فیلمی بسیار کم خرج و کم هزینه، که خود گواهی بر بزرگی برگمان در مقام کارگردان است، کسی که توانسته چنین اثر بزرگی را با چنین ابزارهای اندکی خلق کند.

نیکویست هم توانایی خود را به عنوان مرد دست راست برگمان به نمایش می‌گذارد، و با به تصویر کشیدن موج‌های کوبنده بر ساحل، و تنهایی و دورافتادگی این جزیره، در واقع ذهن و افکار شخصیتها را بازنمایی می‌کند. در صحنه‌های پایانی، با تایید اینکه خدا در واقع تجسم عشق است، جستجوی برگمان در شرایط روانی انسان تکمیل می‌شود و به پایان می‌رسد، و البته همزمان با آن دوباره آغاز می‌گردد.

۱۴-ساعت گرگ و میش

hour of the wolf

«ساعت گرگ و میش»‌ به عنوان تنها فیلم ترسناکی شناخته می‌شود که برگمان ساخته است. البته او چند فیلم دیگر هم ساخته است که می‌توانند به سختی در این ژانر طبقه بندی شوند، اما این فیلم را با انتخاب خودش، و با قصد قبلی در این ژانر ساخته است. بازیگر فیلم لیو اولمان، در آن زمان فرزند خود برگمان را باردار بود، و مطابقت بین شخصیت فیلم و سازنده آن از اینجا شروع می‌شود.

سیدو که نقش یوهان را بازی کرده، مطمئنا دارد نقش خود برگمان را بازی می‌کند، و تمامی فیلمنامه بازتابی از عذابهای درونی برگمان است که روی پرده نقش بسته است. این هسته اصلی کابوسی سورئالیستی است که نشان می‌دهد تمام فیلم استعاره‌ای‌ست از درگیری‌های ذهنی‌ که هنرمندان زمانیکه غرق در خلق اثر خود می‌شوند با آنها روبرو هستند.

واقعیت و خیال در هم می‌آمیزند، و افکار یک نابغه دیوانه بازمی‌گردند تا او را تسخیر کنند، تا اینکه در نهایت کل وجود او را دربرمی‌گیرند. در این فیلم برگمان در نمایش شکنجه روح انسان، با موفقیت به قله‌های جدیدی دست پیدا می‌کند.

۱۳- زندان

Prison

اگر سطحی بنگریم می‌توان «زندان»‌ را یکی از آثار نه چندان مهم برگمان دانست. این فیلم ششمین فیلم بلندی‌ست که او ساخته، و جزو آثار دهه ۴۰ او جای می‌گیرد. اما وقتی فیلم را می‌بینید، بزرگی و هوشمندی سازنده آن را می‌توانید کاملا تجربه کنید، و در عین شگفتی از همان سال ۱۹۴۹ که این فیلم ساخته شده کاملا مشخص است که یک کارگردان مؤلف متولد شده است.

نام فیلم «زندان» است اما منظور از آن جایی برای حبس کردن خلافکاران نیست، بلکه مقصود از زندان، محبوس بودن روح در جسم انسانی‌ست. فیلمی بسیار تلخ و تاریک که واقعیت ناامیدکننده جهان ما را بررسی می‌کند، و زمین را جهنم زنده توصیف می‌کند.

جالب است که در این فیلم می‌بینیم که برگمان که در اوایل دوران کاریش قرار دارد دست به تجربه‌گرایی می‌زند. مثلا تا بعد از ده دقیقه از شروع فیلم تیتراژ شروع فیلم را نمی‌بینیم. البته بعد از ده دقیقه هم این تیتراژ را نمی‌بینیم بلکه برگمان نام بازیگران و عوامل فیلم، و حتی اینکه فیلم چند ساعت طول خواهد کشید را به صورت نریشن روی تصویر می‌خواند. البته تجربه‌گرایی او به اینجا ختم نمی‌شود. در ادامه فیلم در صحنه‌ای که می‌توان آن را الهامات اولیه برای فیلم «توت فرنگی‌های وحشی» دانست، او رؤیایی را بازنمایی می‌کند که در آن جنگلی ساخته شده از انسان نشان داده می‌شود، که نمادی از احساس پشیمانی است.

این فیلم به راستی اط آثار خوب برگمان است که به آن بسیار کم توجه شده و بها داده شده است، اما به راستی می‌توان آن را در زمره بهترین آثار برگمان دانست.

۱۲- تابستان با مونیکا

Summer-with-Monika

از نگاه تاریخی و وقایع، «تابستان با مونیکا» یک نامه عاشقانه برای هریت اندرسن است. هم برگمان عاشق هریت اندرسن شد، و هم دوربین فیلمبرداریش. برگمان در این فیلم هریت را از یک سو به عنوان یک نماد جذابیت، و از سوی دیگر او را نمادی برای استقلال زنانعلیه جامعه مردسالار  معرفی می‌کند. برگمان در این نقطه از حرفه کاریش تغییری در خود به وجود آورد و توانست داستان را از دید یک شخصیت قهرمان زن ببیند.

همچنین در تاریخچه این فیلم ثبت شده که به خاطر داشتن چند صنه کوتاه برهنگی، که در زمان خودش امر مهمی محسوب می‌شد، فیلم را برای نمایش در امریکا مجددا تدوین کردند، و به عنوان  فیلمی سطح پایین نمایش دادند.وقتی بعدها فیلم به صورت حقیقی و کامل نمایش داده شد، مورد توجه بسیار منتقدان قرار گرفت و در زمره آثار باارزش برگمان جای داده شد.

ژان لوک گدار از طرفداران این فیلم بود و نقد بسیار مثبتی برای آن نوشت و آن را با تاثیرگذاری فیلمهای گریفیث مقایسه کرد. گذار نوشت “این فیلم برای سینمای امروز دقیقا همان جایگاهی را دارد که تولد یک ملت برای سینمای کلاسیک دارد.”

۱۱- خاک اره و پولک

Sawdust-and-Tinsel

«خاک اره و پولک» بیشتر از هر فیلم دیگری به بررسی عمق حقارت آدمی می‌پردازد. در واقع این مضمون اصلی فیلم است. همچنین این اثر در زندگی حرفه‌ای برگمان یک نقطه پرتاب است، چون این اولین همکاری او با فیلمبردار افسانه‌ای اکثر کارهایش، سون نیکویست است.

این فیلم یکی از تاریک‌ترین آثار برگمان به شمار می‌رود، و سکانس آغازین که با نشان دادن فلاش بکی از یک دلقک سیرک شروع می‌شود، دربین طرفداران سینما در سراسر جهان از این صحنه به عنوان یکی از غم‌انگیزترین صحنه‌های تاریخ سینما یاد می‌شود. با توجه به وقایع بعدی که در فیلم اتفاق میفتد، انتخاب این سکانس برای شروع، انتخابی درخشان از برگمان است.

حرفه یک دلقک خنداندن دیگران است. برگمان از این موضوع استفاده کرده، و این را مطرح می‌کند که خندیدن به رفتارها چه تفاوتی با خندیدن به تحقیر یک انسان دارد. آنچه این اثر را در بین آثار اولیه برگمان به فیلمی منحصر به فرد تبدیل کرده، پویایی بازیگران، و تلاش بی پایان او در رساندن بازیگران به نهایت خود است.

۱۰- وقفه تابستانی

Summer.Interlude.1951

تنها نگاه کردن به تصاویری برگمان کافیست که احساسات بیننده بیدار شود. نوستالژی، سودازدگی، یا سرخوشی شیرین یک عشق تابستانی. «وقفه تابستانی» از جمله آثار مهجور مانده برگمان است، و به همین دلیل می‌توان فهمید که چرا وقتی از بهترین فیلمهای برگمان صحبت می‌شود، نامی از این فیلم برده نمی‌شود. به هرحال باید این فیلم را شناساند.

شاید یکی از بزرگترین ویژگی‌های برگمان این است که به آسانی می‌تواند نه تنها در احساسات ما، بلکه در طبیعت و حقیقت وجودی‌مان راه یابد. پس وقتی درباره یک رابطه عاشقانه نفرین شده فیلم می‌سازد، باز هم موفق می‌شود اثری کاملا اصل و درگیرکننده خلق کند که کاملا حقیقی و تاثیرگذاراست.

۹- فانی و الکساندر

Fanny-and-Alexander

به خاطر داشتن زمان طولانی، فیلمبرداری روی قطع بزرگ، و  قصه عظیمی که تعریف می‌کند، بسیاری این فیلم را مهمترین و بزرگترین اثر برگمان می‌دانند.

این یکی از معدود دفعاتی‌ست که برگمان از یک شخصیت اصلی کودک استفاده کرده و داستان حول محور یک قهرمان کودک می‌گردد، و چندان متعجب ‌‌کننده نیست وقتی می‌بینیم قصه در زمانهایی آنقدر تخیلی و فانتزی می‌شود، چون از نگاه ذهن یک پسریچه درحال روایت است. پسربچه‌ای که احتمالا نمایی از خود برگمان در کودکیست.

این درام آشنا، استادانه روایت می‌شود و توسعه و پیشرفت گام به گام آن به گونه‌ایست که بسیار یادآور تراژدیهای یونانی‌ست. اتفاقات بد باعث می‌شود خانواده‌ای به زانو دربیاید، و نیرویی شوم، جایگزین عشق و گرمای این خانواده می‌گردد. شخصیت کشیش سلطه‌جو، درواقع یادآور زندگی خود برگمان است، چون پدر او هم کشیشی سختگیر و رییس خانواده بود.

«فانی و الکساندر» سفری در میان روشنترین و تاریکترین لحظات آثار برگمان است، و به آسانی می‌توان آن را از بهترین فیلمهای این کارگردان دانست.

۸- فریادها و نجواها

Cries-and-Whispers

اگر موفقیت را تعداد جوایز یک فیلم درنظر بگیریم، «فریادها و نجواها» موفقترین فیلم برگمان است. همچنین سه نفر از بازیگرانی که بیشترین تعداد فیلم را با او کار کرده‌اند در این فیلم حضور دارند: اینگرید تولین، لیو اولمان و هریت اندرسن. اگر برگمان می‌توانس برای بیب اندرسن هم نقشی در این فیلم جای دهد دیگر آرزوی طرفداران او برآورده می‌شد.

همانطور که گفته شد این فیلم از نظر تجربه سینمایی آرزویی‌ست که محقق شده ست. ترکیبی از فیلمبرداری گیرای نیکویست، زیبایی‌شناسی رنگی برگمان، که از رنگ قرمز به عنوان نمادی از روح انسان استفاده کرده،  و همچنین داستان جذاب که درباره نیاز به پذیرفته شدن و جستجوی عشق حتی پس از مرگ است.

درامی که او در این اثر خلق کرده، در نهایت توان خودش است، و از بین روابط شخصیتهای زن داستان روایت می‌شود که ظاهرا در خانه‌ای بزرگ گیر افتاده‌اند، مکانی که تاریخ ودروغهای زیادی را در خود پنهان کرده. «فریادها و نجواها» یکی از بهترین فیلمهای برگمان است. از اصلی‌ترین آثار اوست، و حتی بالاتر از آن. یکی از آثاریست که کل حرفه او را معنا می‌کند.

۷- سونات پاییزی

Autumn-Sonata-film

“شوپن احساساتی بود ولی سانتی‌مانتال نبود.احساستی بودن با سانتی‌مانتال بودن خیلی متفاوت است، پیش‌درآمد درد را بازگو می‌کند، رؤیا نمی‌بافد. درد دارد اما شوپن دردش را نمایان نمی‌کند.” شارلوت اندرگست (اینگرید برگمان)

این درباره شخصیت اوا (اولمان) هم صدق می‌کند. زندگی او از نظر احساسی بسیار پر کشمکش است، و بی‌اعتمادی بر او چیره شده، و همواره از محبت دوری می‌کند، محبتی که همیشه نیازمندش بوده اما هرگز طعم آن را نچشیده است. مثل بیشتر کارهای برگمان، «سونات پاییزی»‌ سرشار از نمادهای استعاری، اضطراب، ناامید، و خشونت عاطفی دائمی است.

فیلم چیزی از یک درام نفسگیر کم ندارد، که تماشاگر را به درون خود فرامی‌خواند و آنگاه گلویش را می‌گیرد و در میان مجادله‌ای بین یک مادر و دختر، خفه‌شان می‌کند. این فیلم فرصتی برای برگمان بوده که از نهایت توان دو بازیگر فوق‌العاده فیلم بگیرد، و سرسختی فروخورده‌ای که آنها در خود ذخیره کرده بودند را آزاد کند.

این فیلمی بر پایه بازی بازیگران است، و تصویرهای نیکویست و دیالوگهای برگمان بر کیفیت و عظمت فیلم افزوده است. این آواز قوی اینگرید برگمان در سینماست، چون آخرین اثر از اوست که روی پرده سینما به نمایش در آمد. او در زمان بازی در این فیلم می‌دانست که بیماریش غیرقابل درمان است، و درد و نگرانی اواز این موضوع در تمام طول فیلم همراه اوست.

۶- چشمه باکره

The-Virgin-Spring

برگمان در این فیلم تابلوی سوزندوزی شده‌ای از قرون وسطی می‌بافد که تاروپود آن قتل و انتقام است. داستانی چنان ساده و آنقدر قدیمی، که مانند داستان متولد شدن خشونت، قتل هابیل به دست برادرش قابیل، می‌ماند. برگمان از ابزارهایی بهره جسته تا قصه زیاد خشک و از قبل چیده شده  به نظر نرسد.

قدرت و تاثیر احساسی این فیلم از بسیاری از آثار دیگر برگمان بیشتر است. به احتمال زیاد دلیل این امر، داشتن موضوعی جهان‌فهم، یعنی مرگ و انتقام است. برگمان با استفاده از ترفندهایی فیلم را پیچیده‌تر روایت می‌کند. با اینکه مضامینی که درباره خشونت و مذهب در فیلم مطرح می‌شوند در مواردی با هم متناقض هستند، اما ذهن را درگیر می‌کنند و به فکر می‌برند.

پسر بی‌گناهی که بین گروه بین چوپانان حضور دارد نشان می‌دهد که هیچ‌چیزی بد مطلق نیست، و انتقامی که تور، پدر دختری که چوپانان به او تجاوز کرده و به قتل رساندند، می‌گیرد نشان می‌دهد که خوب مطلقی هم وجود ندارد. آنچه که قطعیت دارد احساساتی‌ست که ما به عنوان انسان در هنگام مواجه شدن با چنین قساوتهایی تجربه می‌کنیم. برگمان با این فیلم این حس را در از تماشاگران بیرون می‌کشد، و تا پایان آنها را به چالش می‌کشد.

۵-  توت‌فرنگی‌های وحشی

wild-strawberries-screen

گرمترین و نوستالژیک‌ترین فیلم برگمان، که اساسا تنها فیلم جاده‌ای او محسوب می‌شود. «توت‌فرنگی‌های وحشی» تماشاگران را به سفری میان رؤیا و زمان می‌برند.

برگمان در این فیلم شانس این را داشته که با یکی از بت‌های زندگیش کار کند. ویکتور شوستروم، بازیگر اصلی توت‌فرنگی‌های وحشی، کسی بود که برگمان تحت تاثیر او به فیلمسازی روی آورد. با وجود احترام زیادی که هردوی آنها برای یکدیگر قائل بودند، روند ساخت این فیلم برای آنها جاده همواری نبود.

با اینحال باز هم ما خوشحالیم که این دو سینماگر بزرگ، در کنار هم قرار گرفتند و این اثر کلاسیک تاریخ سینما را خلق کردند. سختی‌هایی که بین آن دو رخ داد بیهوده نبود، و بازی شوستروم در نقش دکتر ایزاک بورگ، که زندگی و گذشته‌اش را به یاد می‌آورد فوق‌العاده تاثیرگذار است.

مضمون فیلم مضمونی جهانی‌ست. پیرشدن و زندگی با حسرت و پشیمانی‌، درحالیکه هنوز به دنبال خاطرات شیرین گذشته هستیم. برگمان مضمون پیری را با صحنه مشهور رؤیای ابتدای فیلم به تصویر کشیده است. ساعت بدون عقربه، نمادی از این است که دیگر زمانی وجود ندارد و وقت به پایان رسیده است.

«توت‌فرنگی‌های وحشی» یک شاهکار سینمایی از برگمان است که با دیدگاه عمومی نسبت به او به عنوان کارگردان فیلمهای تاریک و ناامیدکننده تفاوت دارد. این فیلمی بسیار خوشبینانه است که می‌توان آن را اثری خانوادگی درباره بزرگ شدن و  درک یکدیگر دانست

۴- سکوت

BergmSilence1

فیلم «سکوت» از عنوان خود تبعیت کرده، و کمترین میزان دیالوگ را در بین تمام آثار برگمان دارد. برگمان در این فیلم از روش داستانگویی تصویری استفاده کرده، و این روش را جایگزین شیوه همیشگی‌اش، یعنی استفاده از مونولوگ، و انتقادات بی‌رحمانه شخصیتها از یکدیگر کرده است. البته در ادامه، و وقتی داستان به اوج خود نزدیک می‌شود باز هم از همین شیوه استفاده می‌کند.

یکی از موارد دیگری که این فیلم را متفاوت میکند، توصیف داستان از دید یک شخصیت کودک است، که به جز در فانی و الکساندر درفیلم دیگری اتفاق نیفتاده بود.سون نیکویست تلاش کرده هتل سبک باروک در فیلم را مانند هزارتوی بازی کودکان فیلمبرداری کند، و آن را شبیه ذهن بازیگوش پسربچه به تصویر بکشد. حرکات نرم و سیال دوربین که پسر را در اطراف دنبال می‌کند، در لحظاتی از سقف معلق می‌شود و نماهای POV فوق‌العاده‌ای را ثبت می‌کند.

به طور غیررسمی، «سکوت» را همراه با دو فیلم دیگر برگمان «همچون یک آینه» و «نور زمستانی»‌یک سه‌گانه درباره ایمان تو صیف می‌کنند. اما ارتباط این سه فیلم خیلی کمتر از آن است که بتوان آنها را یک سه‌گانه واقعی دانست. مضمون خداوند در این فیلم بسیار جلب توجه می‌کند، چون خدایی در جهان این فیلم وجود ندارد، و خدا سکوت کرده است.

زندگی لذت‌گرای مادرش، پشیمانی و حسرت خاله‌اش، و رها شدن از جانب کسانی که دوستشان دارد، پاکی و بی‌گناهی کودک را رفته رفته از بین می‌برند. «سکوت»‌ به عنوان فیلمی از برگمان  یک ترکیب عجیب است.

۳- مهر هفتم

the-seventh-seal-chess-game

رقص مرگ، و پرسشهای فلسفی درباره زندگی در آستانه مرگ. «مهر هفتم» فیلمی بود که برگمان را در عرصه بین‌المللی مطرح کرد. با اینکه برگمان با فیلم قبلیش « لبخندهای یک شب تابستانی» مورد تقدیر زیادی قرار گرفته بود، اما با این فیلم بود که توانست برنده جایزه منتقدین جشنواره کن شود، و در بین منتقدین سینما جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

آنچه «مهر هفتم» را در چنین جایگاه والایی قرار می‌دهد، نحوه کار برگمان با امکانات تولیدی محدود، لوکیشن‌های کم، و  ایده‌ها و فلسفه فوق‌العاده‌اش است که فیلمی آخرالزمانی و در این سطح حماسی می‌سازد. فیلم حسی در بیننده ایجاد می‌کند که انگار شاهد یک اثر عظیم هستند، اما درواقع فیلم چند شخصیت بیشتر ندارد. این گواهی بر نبوغ برگمان است، که چگونه فیلمنامه‌های او توانایی برانگیختن ذهن را دارد، و قدرت کارگردانیش به حدی زیاد است که می‌تواند از چنین امکاناتات و مواد خام اندک، فیلمی در این حد بزرگ خلق کند.

داستان در زمان جنگهای صلیبی اتفاق میفتد، با اینحال هیچ نبرد و خشونتی در فیلم نشان داده نمی‌شود. برگمان تنها با استفاده از هنر کارگردانی خود به سادگی تماشاگران را قانع می‌کند که وارد داستانی در آن دوره تاریخی و آن جنگهای خونبار شده‌اند. همچنین سایه ترسناک بیماری طاعون در طول فیلم حس می‌شود، با اینکه هیچ تصویر مستقیمی مربوط به آن در طول فیلم نشان داده نمی‌شود.

تمام این عناصر به نظر متعلق به فیلمی بزرگ و عظیم هستند، اما «مهر هفتم» فیلمی جمع و جو است. شاید بهترین فیلم برگمان نباشد ولی مجموعه‌ای از تمام کیفیت‌هایی‌ست که ما امروز به عنوان کیفیتهای اساسی برگمان می‌شناسیم. شاید «مهر هفتم» در بین آثارفوق‌العاده برگمان یک شاهکار برتر نباشد، اما باز هم یک شاهکار محسوب می‌شود.

در وبلاگ نماوا بیشتر  درباره این فیلم بخوانید.

هفت دلیل برای جشن گرفتن ۶۰ سالگی The Seventh Seal، شاهکار قرون‌وسطایی برگمان

۲- نور زمستانی

Winter-Light

«نور زمستانی»‌ با دستور زبان فیلمهای برگمان یک اثر بی‌نقص محسوب می‌شود. برای فیلمی که بیشتر برای یک تئاتر طراحی شده، فیلم بسیار سینمایی باقی می‌ماند، و در طول یک ساعت ده دقیقه زمان فیلمی‌( که در داستان تنها یک بعدازظهر طوال می‌کشید)‌چیزهای زیادی به دست می‌اورد.

در زمان بین نیایش صبحگاهی و مراسم مذهبی بعدازظهر در کلیسا، زندگی گروه کوچکی از آدمها، به شیوه‌ای بیش از حد واقعگرایانه مورد آزمون قرار می‌گیرد. برگمان روابط بین شخصیتها را با استفاده از روشی که در آن تخصص دارد، یعنی تشریح شرایط انسانی، می‌سنجد و مورد بررسی قرار می‌دهد، و در این فیلم این کار را بدون هیچ زحمتی وبسیار آسان انجام می‌دهد.

به یاد داشته باشید که این تنها یک بعدازظهر است که با این شخصیتها سپری می‌شود، و با یک نامه احساسی، یک تلاش ناموفق برای هدایتگری، و یک مکاشفه اندوهناک، ما می‌توانیم به عنوان بیننده‌ عذاب شخصیتها را درک کنیم، و با گیریهای آنها همدردی کنیم.

در جهان یخ‌زده و متروک «نور زمستانی» عشق و گرمایی برای پیدا کردن وجود ندارد، و اگر خدا آن عشقی‌ بود که در انتهای «همچون یک آینه»سربرآورد، اینجا خدایی وجود ندارد.

۱- پرسونا

tumblr_nq3xs58YC21qbgirzo3_1280

وقتی درباره «پرسونا» صحبت می‌کنیم نیازی به مبالغه و اغراق کردن نیست، چون مشخصا این فیلم شاهکار برگمان است، و یکی از بهترین فیلمهایی‌ست که تاکنون ساخته شده است. دلایل زیادی وجود دارند که چرا پرسونا چنین جایگاهی در میان آثار برگمان دارد، شاید نتوان تمام آنها را برشمرد، اما می‌توان گفت که این فیلم تمام عناصری که یک فیلم بی‌نقص باید داشته باشد را دارد.

از سکانس آغازین مشهور فیلم ( که یکی از بهترین تدوینهای تاریخ سینماست) تا نماها و قاب‌بندی‌‌های خاص سون نیکویست، که نور و بافت ویژه‌ای دارند، و شیوه‌ای که او دو شخصیت اصلی را بااستفاده از سایه‌ها در تصویر قالب می‌گیرد،. همه اینها زیرمجموعه کارگردانی هنرمندانه و استادانه برگمان است، که چنان عروسک‌گردانی متبحر نخ‌ها را حرکت می‌دهد و داستانی کامل، که همزمان هم مبهم است و هم آشکار خلق می‌کند.

فیلم شمشیر دولبه رئالیسم و سورئالیسم است که تا نهایت بیننده را کنترل خود نگه می‌دارد، و همزمان آنها را با استفاده از جذابیت و گیرایی داستان، در بند می‌کشد. برای یک فیلم تفسیری، مانند پرسونا، این یک نقطه قوت است که در مباحث سینمایی زیاد درباره آن صحبت شود. «پرسونا» فیلمی‌ست که می‌توان بسیار زیاد درباره آن صحبت کرد. فیلمی که همه کتابهای جهان می‌توانند از آن سخن بگویند. و از همه مهمتر، این اثر کلاسیکی‌ست که به هیچ زمانی وابستگی ندارد، و هرگز در تاریخ سینما فراموش نخواهد شد.

خودتون رو مهمون کنید به شاعرانه ترین نقل قول‌های برگمان

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

Post Views: 9,420

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


به گزارش مجله فیلم

«شکل آب» Shape of Water  یکی از جدیدترین آثار درام، ماجراجویی، هیجان‌انگیز، فانتزی، ترسناک، رمانتیک و جنگی کمپانی فاکس سرچلایت پیکچرز (Fox Searchlight Pictures) بوده که به‌دست گیرمو دل تورو ساخته شده است. در فیلم شکل آب، بازیگران و هنرمندان بااستعداد و محبوبی همچون سالی هاوکینز در نقش الیسا اسپوسیتو، مایکل شنون در نقش سرهنگ ریچارد استرایکلند، ریچارد جنکینز در نقش جایلز دوست و همسایه الیسا، اکتاویا اسپنسر در نقش زلدا فولر، داگ جونز در نقش انسان دو زیست یا همان فیش من و مایکل استولبارگ در نقش دکتر رابرت هافستتلر  و به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم در تاریخ ۳۱ آگوست سال جاری (۹ شهریور ۱۳۹۶) در هفتاد و چهارمین جشنواره فیلم ونیز رونمایی شد و تا به امروز امتیاز ۷۶ را از بین ۳۲ نقد فیلم و سریال که در سایت متاکریتیک قرار گرفته، به دست آورده است. فیلم شکل آب همچنین در هفتاد و چهارمین جشنواره فیلم ونیز موفق به دریافت جایزه شیر طلایی شد. ایده شکل گیری فیلم «شکل آب» آنطور که خود گیلرمو دل تورو بیان کرده، در هنگام صرف یک صبحانه دو نفره در سال ۲۰۱۱ به ذهن او رسیده است اما ۶ سال زمان نیاز داشته تا بتواند تمام جزئیات فانتزی که همواره مورد علاقه او بوده را وارد داستان نماید. نمایش های اولیه فیلم در جشنواره های مطرح سینمایی از جمله جشنواره فیلم ونیز و تورنتو افتخارات بزرگی برای او به همراه داشت و می شد حدس زد که او پس از «هزارتوی پن» بار دیگر با اثری موفق به سینما و جشنواره های سینمایی بازگشته است.
داستان فیلم در سال ۱۹۶۲ رخ می دهد. دوران جنگ سرد که طی آن آمریکا و شوروی تمام قوای نظامی خود را در حالت خاموش علیه یکدیگر به کار گرفتند تا برتری خویش را به اثبات برسانند. در فیلم ما با زنی به نام الیسا ( سالی هاو هاوکینز ) آشنا می شویم. نظافتچی یک آزمایشگاه فوق محرمانه آمریکایی که قادر به گفتار نیست. الیسا زندگی یکنواخت و بی روحی دارد و به نظر می رسد که خیلی هم امیدی به آینده نداشته باشد تا اینکه وی در آزمایشگاه با موجودِ آبی رنگ ناشناخته ای آشنا می شود و…
درام فانتزیِ گیرمو دل تورو با بیشترین نامزدی در جایگاه اول اسکار امسال قرار دارد که شامل بخش‌های اصلی‌ای چون بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر زن نقش اول برای سالی هاوکینز Sally Hawkins می‌شود. با این حال این فیلم باید با رقبایی همچون «دانکرک» Dunkirk کریستوفر نولان Christopher Nolan و «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری»  Three Billboards Outside Ebbing, Missouri مارتین مک دونا Martin McDonagh مقابله کند. به بهانه این اتفاق بد نیست با سلیقه سینمایی این نابغه سینمای معاصر جهان بیشتر آشنا شویم.
گیرمو دل تورو Guillermo del Toro یک سینما‌دوست مشتاق است که از آثار مورد‌علاقه‌اش( که تعداد آن‌ها کم هم نیست) و آثاری که او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند ، همیشه صحبت می‌کند. ۱۰ فیلم اول این لیست نتیجه نظرسنجی Sight & Sound است.(نظر سنجی که هر ۱۰ سال یکبار از کارگردانان و منتقدین میخواهد فیلم‌های برتر را انتخاب کنند)
دل‌تورو همچنین ۱۰ تا از فیلم های مورد علاقه‌اش از مجموعه کرایتریون را نیز اعلام کرد، گرچه او نزدیک به ۲۰ فیلم را نام‌ برده‌است به طوری که معمولا ۲ فیلم را از یک کارگردان را با هم آورده‌است.
در ادامه این فیلمها را نام می‌بریم و توضیحات خود دل‌تورو برای هریک از آنها را نیز می‌خوانید.


هشت‌ونیم (۱/۲ ۸)

یک فیلم کلاسیک واقعی باید صمیمی و همه‌گیر باشد. برای اینکه از طریق سینما ، درباره سینما صحبت کنیم به صدایی که شور و خلوصش کم نشود نیاز داریم. «هشت‌ونیم » ساخته فدریکو فلینی  Federico Fellini کارگردان ایتالیایی در سال ۱۹۶۳ همانقدر که راجع به زندگی صحبت می‌کند درباره هنر نیز می‌گوید- و این دو را به خوبی به هم مرتبط می‌سازد. تصویری از یک کارگردان و هنرش- یک شعر شهوانی/ نفس‌گیر برای سینماست.

دیو و دلبر 
«دیو و دلبر» یا BEAUTY AND THE BEAST که ژان کوکتو Jean Cocteau در سال ۱۹۴۸ آن را ساخته بهترین افسانه سینمایی است که تا به‌حال گفته‌شده است. بعد از ملیس(کارگردان فرانسوی) فقط کوکتو به درستی آن سادگی بی‌نظیر را که لازمه یک داستان‌گویی خوب است را فهمید- و این نکته‌ای پیش‌پا‌افتاده‌ در‌واقع همان نیروی سینمای پاک و خالص است ، که لازمه خلق ترس و شگفتی است.

فرانکشتاین
«فرانکشتاین» ٰFrankenstein که جیمز ویل James Whale در ۱۹۳۱ ساخته فیلم و قصه‌ای است که من و همه باور‌هایم را عمیقا تحت‌تاثیر خود قرار داده‌است.چشمان فوق‌العاده و دستورات زبانی و بازی بوریس کارلوف Boris Karloff  به‌هم می‌آیند و موفق می‌شوند نمایانگر آسیبب‌پذیری در عین قدرت باشند.

عجیب‌الخلقه‌ها
«عجیب‌الخلقه‌ها» Freaks ساخته تاد برونینگ Tod Browning در ۱۹۳۲ با صحنه‌های پر از سینمای ناب، ترس شکل‌پذیر، فیلم سیاه خنده‌دار و ملودرام منحرفانه – هنوز هم بعد از گذشت دهه‌ها غیر‌قابل‌ مقایسه است. هنوز همان‌قدر عجیب، پیچیده، منحرفانه و عمیقا انسانی است. این فیلم به خوبی نگاه خالص بروئینگ به دنیا را نشان می‌دهد.

رفقای خوب
اسکورسیزی  با «رفقای خوب» GoodFellas، یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های سهدهه گذشته، درواقع به استقبال قرن ۲۱ رفته است. فیلمی که بعد از بار‌ها دیدن باز هم جدید و شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد. فیلمی که از هر نظر، چه پشت و چه جلوی دروبین، عالی است.

طمع
«طمع» Greed ساخته اریش فن اشتروهم Erich von Stroheim در سال ۱۹۲۴ نشان‌دهنده تصویر بدیعی از انحراف انسان و افسانه‌ای به‌یاد‌ماندنی است که هنوز که هنوز است سینما را تحت‌تاثیر خود قرار داده‌است. این فیلم امروز به‌اندازه زمان اکرانش مدرن و بی‌رحم است. بازتابی فوق‌العاده از تشویش انسان از گذر از قرن ۲۰ و از دست دادن صفات انسانی‌اش.

فراموش‌شدگان
من مطمئنم که بونوئل مورد‌علاقه من، دوره مکزیکی بونوئل است و بین همه کار‌هایش «فراموش‌شدگان» Los olvidados که در ۱۹۵۰ و«ال» El که در ۱۹۵۳ ساخته است شاهکارهای او هستند. روحیه حقیقی و آنارشیست‌اش هنگامی که در مقابل یک ژانر مرسوم و یا محدودیت‌های تبلیغاتی قرار می گیرد، بهتر خود‌نمایی می‌کند. این مثالی از دوره طلایی سینمای مکزیک است که در برابر به تصویر کشیدن بی‌گناهی که توسط قوانین سفت ‌و سخت در حال خفه‌‌شدن است شانه‌خالی نمی‌کند.

عصر جدید
«عصر جدید» Modern Times: باله، پانتومیم و تحت‌تاثیر رسانه‌های سینمایی. چاپلین موفق می‌شود در عین سرگرم کردن تماشاگران آن‌ها را تحت‌تاثیر خود قرار دهد. به طوری که این فیلم جنبه دیگر فیلم «طلوع»ساخته مورنائو است.

نوسفراتو
«نوسفراتو» Nosferatu ساخته شده در ۱۹۲۲ مطمئنا سمفونی از ترس و همچنین سمفونی عالی از داستان‌سرایی بصری است. ذات هیپنوتیزمی فیلم، تماشاگران را به یک حالت بیهوشی جذب می‌کند. همه فیلم‌های خون‌آشامی که تا‌به‌حال ساخته شده‌است برداشتی از «خون‌آشام » (۱۹۳۲) ساخته تئودور درایر و این فیلم هستند . در حالی که درایر خودش را مشغول قسمت روحانی قضیه کرده‌است، فیلم مورنائو انحرافی فیزیکی و ملموس است به طوری که شیطان را بدیهی و واقعی جلوه می‌دهد.

سایه یک شک
«سایه یک شک» Shadow of the Doubt یکی از شاهکار‌های هیچکاک است- اولین گاتیک آمریکایی واقعی که خلق کرده‌است و تصویری وحشتناک از دنیای گذشته، که باتماس شیطان تغییر می‌کند. همانقدر آمریکایی اصیل که ادوارد هاپر یا هارپر لی هستند(به ترتیب نقاش و نویسنده آمریکایی)

سریر خون – بهشت و دوزخ – آشوب
شاهکار بودن کارگردانی کوروساوا با این فیلم‌ها است که به خوبی آشکار می‌شوند، فیلم‌هایی اپرایی، بدبینانه و از نظر بصری بی‌نظیر( حدس بزنید هر صفت مربوط به کدام فیلم است). اینکه او چگونه موفق شد همزمان با‌نشاط و ظریف باشد، یکی از راز‌های بزرگ زندگی باقی‌می‌ماند.

مهر هفتم – فانی و الکساندر 
برگمان به عنوان یک افسانه‌نویس(که افسانه‌نویس مورد‌علاقه من نیز هست) بسیار مسحور‌کننده است. این دو فیلم ضربان ‌اولیه افسانه کودکانه‌ای هستند که توسط یک راوی به شدت پیر و عاقل روایت شده‌اند. «فانی و الکساندر» تلفیقی از دیکنز، هانس کریستین آندرسن و جان کالوین‌ است . هر دو این داستان‌ها از تصویر‌هایی فوق‌العاده و یک‌جور حس قوی عجیب غنی‌اند. همچنین، تعداد زیادی المان‌های کمدی و خنده‌داری در «مهر هفتم» وجود دارد که به نظر می‌آید به خاطر شهرت فیلم به عنوان یک فیلم هنری جدی شاخص، نادیده گرفته شده‌اند، که این باعث تعجب من می‌شود.

چشمان بدون چهره
«دیو و دلبر» شاید شکننده و ظریف یاشد اما «چشمان بدون چهره» Eyes Without a Face به کارگردانی جورج فرانژو Georges Franju بیش‌از‌ حد رسیده و ناخالص است. اما هر دو این فیلم‌ها شعر‌های تاریک و فوق‌العاده درباره شکنندگی و وحشت هستند. هر دو این افسانه‌ها به تصویر‌هایی والا، تقریبا روحانی، برای القا حس پوچی و تاریکی تکیه می‌کنند: عشقی دیوانه‌وار و شکننده که برای نجات جان در طوفانی از تاریکی‌ها می‌جنگد. برخورد صحنه‌های فراموش‌نشدنی و فریبنده، خود به تنهایی بسیار کم‌نظیر‌ است. «چشمان بدون چهره» یک آهنگ بی‌نظیر مخصوص به خود نیز دارد.

آرزوهای بزرگ و الیور توئیست
اکثر مردم دیوید لین David Lean را برای نقش‌های حماسی بزرگ‌اش مانند«دکتر ژیواگو»، «لورنس عربستان» و «پل رودخانه کوای» می‌شناسند. اما او در این دو فیلم (آرزوهای بزرگ و الیور توئیست) بیش از هر فیلم دیگری دقیق و شاعرانه است. هر دو این فیلم‌ها حماسه‌هایی روحانی‌اند که با لحظه‌ها و صحنه‌هایی به شدت جادویی آمیخته‌شده‌اند. چه نشان دادن مادر الیور درحال کشمکش و در حالی که درد می‌کشد نشان دهد، یا با صحنه‌های متداخل از توده‌ای از خارهای منعطف و یا انتظاری شیرین برای زوال شکوه و جلال خانم هاویشام. لین نیاز به اغراق برای هرچه بهتر نشان‌دادن شخصیت‌های دیکنزی فوق‌العاده را می‌فهمد. بعضی از دیالوگ‌های هر دو فیلم روی مرز باریک شاعرانه و ترسناک بودن قرار دارند.

برزیل و سارقان زمان
تری گیلیام Terry Gilliam یک گنجینه زنده است، و ما با وجود این همه فیلم ساخته نشده به کارگردانی او، نعمت بزرگی را از دست می‌دهیم.
دلیل اینکه چرا ما به فیلم‌های این کارگردان نیاز داریم را در دو تا از شاهکار‌‌هایش می‌توانیم پیدا کنیم. گیلیام افسانه‌سرایی است پر از تصویر‌ و تخیلی جسور و رام‌نشده- در واقع او گنجینه‌ای از تصویر‌ و تخیل است. او می‌داند که سلیقه بد (از دیدگاه دیگران) راه نهایی جدایی از افسونگری محتاطانه روال عادی فیلم‌سازی است. او بدون هیچ احتیاطی می‌پرد و ما را نیز همراه خودش به این دنیایی منسجم، که فقط و فقط با ایمان تمام‌نشدنی‌اش به داستانی که روایت می‌کند ساخته‌است، می‌برد. «برزیل» ‌Brazil یکی از مهم‌ترین فیلم‌های زندگی من است، «سارقان زمان» Time Bandits یک نقطه اوج به سبک رلد دال Roald Dahl (نویسنده‌ای که چارلی و کارخانه شکلات‌سازی از آثار اوست) برای همه فیلم‌های تخیلی است. درست ۲ هفته پیش، موقع تماشای «سارقان زمان» با کوچک‌ترین دخترم ،من از خندیدن او به انفجار و تبدیل والدین کوین به توده‌ای از دود، بسیار خوشحال شدم.

اونی بابا و کورونکو
ترس، آرزو، مرگ‌و شهوت در «اونی بابا» Onibaba و «کورونکو» Kuroneko، دو فیلم نفس‌گیر و منحرفانه از کانتو شیندو Kaneto Shindo، جدایی نشدنی‌اند. من این دو فیلم را زمانی که ده‌سالم بود دیدم و آسیب شدید روحی پیدا کردم. هر دو افسانه‌هایی فوق‌العاده‌اند که ریشه در فرهنگ عامه ژاپنی دارندو به طور مشخصی، برخورد مدرنی با خشونت و تمایلات جنسی دارند.هر دو پر‌برکت و نفیس همانند یک کنده‌کاری ژاپنی، که نشان‌دهنده بشر که در در یک دنیای کیهانی شیطانی گیر‌ افتاده‌است، هستند. این داستان‌ها به نظر می‌رسد آنچنان خوب به هم‌ می‌خورند که با گذر زمان درهم می‌آمیزند. «اونی بابا» و «کورو نکو» فیلم دو قسمته خوبی را برای حلقه دوم جهنم می‌سازند.

اسپارتاکوس و راه‌های افتخار
کوبریک یک انسان عاقل شجاع بود. نحوه فیلم‌سازی و داستان‌گویی‌اش همانقدر که متقاعد کننده است مرموز نیز باقی ‌می‌ماند. توهم —. هر دو این فیلم‌ها به طور واضح در مورد مشکلات بشر در طول تاریخ صحبت می‌کنند و هر دو کار‌ را برای فیلم‌های تاریخی که بعد از آن‌ها قرار است ساخته‌شوند سخت ‌می‌کنند. «راه‌های افتخار» یک اتهام سوزان در برابر ماشین‌‌جنگی بود که حتی حالا نیز همانند زمان اکرانش پر معنی است. با این وجود من باز هم به نظرم کوبریک یک کارگردان غریزی بود و دائما در حال درک و تحلیل فیلم‌هایش بود. یک داستان وجود دارد که به ما از التماس کوبریک از کرک داگلاس برای چند روز استراحت بیشتر بعد از تصادف‌اش می‌گوید، چرا که کوبریک از زمان تعطیلی کار برای فهم و تحلیل فیلمی که می‌ساخت، استفاده می‌کرد.

سفرهای سالیوان 
فیلم‌های پرستون استرجیس و زندگی کاری پیچیده و با دوران اوج کوتاه او، همانند ضرب‌المثلی است که می‌گوید: شمعی که دو برابر روشن می‌کند نصف بقیه شمع‌ها عمر می‌کند. این‌ها فیلم‌های استادانه از انرژی دیوانه‌وار و آتش‌بازی است، اما «سفرهای سالیوان» Sullivan’s Travels همچنین موفق می‌شود یکی از صمیمانه‌ترین بازتاب‌ها درباره نقش کارگردانان به عنوان سرگرم‌کننده‌ها را در خود نگه‌دارد. خیلی‌ها سعی کرده‌اند همانند استرجیس در همین زمینه بدرخشند اما موفق نبوده‌اند.او یک نمونه نادر در زمینه فیلم‌سازی است.

هکسان جادوگری در گذر اعصار – خون آشام
ترور محض و شعر محض، هر دو از سنت های قرون وسطی متمایز ریشه می‌گیرند.« هکسان» HÄXAN ساخته بنجامین کریستنسن Benjamin Christensen در سال ۱۹۲۲ فیلمی است هم مفهوم با کنده‌کاری‌های جهنمی ساخته بروگل و یا نقاشی‌ای از بوش Bosch. این فیلم بایگانی‌ای عجیب و وسوسه‌بر‌انگیز ار گناه و فساد است که پر از ترس از تمایلات و عقاید آتئیستی است و محکومیت خرافاتی که به طور افراطی پیرو این موضوعات هستند. اگر بخواهیم قاطعانه بگوییم «خون اشام» VAMPYR یک یادآور مرگ (تئوری‌ای لاتین درباره مرگ) ، یک یادآور سختگیرانه از مرگ و درگاهی به ازادی معنوی است. همانند هر یادآور مرگ دیگر، این فیلم نیز صحنه‌های وحشتناک مرتبط زیادی(جمجمه، داس، برزخ سفید) را برای به حد اکثر رساندن تاثیر تصویرهای زیبا و تقریبا نا‌مشهودی که این‌صحنه‌ها را دارند را استفاده می‌کند.

روح کندوی عسل و شب شکارچی
دو اثر فوق‌العاده از ژانر کودکانه/وحشت. مرثیه‌هایی برای دنیاهای گمشده و بی‌گناهانی که در ‌آن‌ها گیر افتاده‌اند. افسانه‌ها والا از ناامیدی که دنیای بزرگ‌تر ها را به عنوان محیطی سمی برای کودکان به تصویر می کشد. گنجینه‌های مخفی در قلب بچه‌ها باید در برابر فساد و انحراف دنیای بزرگ‌تر‌ها که پر از گستاخی و یقین است محافظت شود. هر دو این فیلم‌ها هم بسیار زیبا و هم تاریک هستند- این فیلم‌ها یقینا باعث می‌شوند من به شخصه از ترس گریه کنم.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

Post Views: 1,548

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


به گزارش مجله فیلم

27023620014

صنعت گردشگری ترکیه، سال گذشته، پس از یک رکود چشمگیر در سال ۲۰۱۶ و البته به دنبال تلاطم های پس از کودتا در ماه ژوئیه و بحران با روسیه به دنبال یافتن جایگاهی بهتر و البته ایمن تر است . تعداد گردشگران این کشور در نهایت در سال ۲۰۱۶ افزایش یافت و از ۲۵٫۳ میلیون به ۳۲٫۴ میلیون رسید و درآمد ها نیز از ۲۲٫۱ تا ۲۶ میلیارد دلار افزایش یافت.

به گزارش مووی مگ به نقل از انتخاب،ترکیه که در تلاش برای احیای بخش گردشگری تضعیف شده خود است، به یک ستاره هالیوودی برای نجات دل بسته است .

در بخشی از گزارش مهمت کتینگولک ، گزارشگر المانیتور می خوانیم ؛ این نقطه عطف و امید برای دولت ترکیه،  برد پیت است . ستاره سرشناس فیلم تروی که در سال ۲۰۰۴ در این فیلم درخششی ماندگار داشت .

تروی باستانی “یکی از مشهورترین سایت های باستان شناسی ترکیه  در استان کاناکلیک در شمال غربی ترکیه  واقع شده است . این منطقه و سایت باستانی از سال ۱۹۹۸ میلادی به ثبت میراث جهانی یونسکو نیز رسیده و تئاتر مشهور به  نبرد گالپیلی که قدمت آن به  ۱۹۱۵ می رسد گواهی بر اهمیت تاریخی این منطقه برای ترکیه و تاریخ این کشور است . با همه این افتخارات و مسائل تاریخی عجیب است که این منطقه استئنایی در بخش گردشگری ترکیه محبوبیت چندانی ندارد و از دیگر جاذبه های توریستی این کشور عقب مانده است .

 بر اساس گزارش المانیتور ، اوایل ماه جاری بود که نومان کورتالمس، وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه  اعلام کرد؛  سال ۲۰۱۸ “سال تروی” خواهد بود. او در بخشی دیگر از سخنانش افزود ؛  با کمک بردپیت، که نقش آشیل قهرمان  را در فیلم تروی بازی می کرد ، یک کمپین تبلیغاتی ویژه و اختصاصی برای منطقه باستانی تروی به راه خواهیم انداخت .ایده پرداز  این ابتکار هیجان انگیز یکی از محبوب ترین نقاشان ترکیه، اردوغال ازوزوکو است ، وی حتی معتقد است باید نام منطقه  کاناکلیک را به تروی تغییر داد .

با این حال، احمد تانن، وزیر سابق گردشگری ترکیه معتقد است تغییر نام منطقه ، با منافع بومی و ملی کشور منافات دارد و لازم نیست برای جلب حمایت یک بازیگر تمامی مرزهای امنیتی و ملی را زیر پا نهاد . وی در ادامه با لحنی طنز آمیز اضافه کرد ؛مدتی پیش نیز وزارت گردشگری مبلغ هنگفتی را برای ارتقاء بخشیدن به تلاش های خود در جذب ستاره ها اختصاص داد . برای مثال ،  مورگان فریمن را برای خطوط هوایی ترکیه  و البته جولیان مور را برای تبلیغ جاذبه های توریستی دعوت به همکاری کرد . اکنون نیز نوبت به برد پیت رسیده که سوار بر اسب و لباس رزم پوشیده با گردشگران صحبت کرده و آنان را مجاب سفر به کشور کند. این در حالی است که مشکل ترکیه جذب ستاره ها نیست ، بلکه ، حل مشکل تروریسم  در منطقه است . این مشکلی بزرگ است که گردشگری ترکیه را تهدید می کند .

وی ادامه داد؛ اغلب گردشگران خارجی خاورمیانه را کانون سکونت تروریست ها می دانند . در نتیجه ما باید ثابت کنیم منطقه باستانی مد نظرمان نه تنها کانون تروریسم نیست بلکه فرسنگ ها با تروریست ها فاصله دارد و امن است .

ایجاد حس اعتماد به مراتب بیش از تبلیغات ستاره ها کارساز خواهد بود . این سیاستی است که باید در قبال کشورهای اتحادیه اروپا نیز به کار بسته شود .

نگاهی به آمارهای گردشگری ترکیه طی سال های اخیر نیز نشان می دهد سخنان مذکور چندان بیراه نیستند . برای مثال کاهش هزینه های توریستی در ترکیه به عنوان یکی دیگر از عوامل مهم بحران در صنعت  گردشگری مطرح شده است. بر اساس گزارش نشریه جمهوریت ، درصد وام های بی فایده  در بخش گردشگری از سال گذشته تا ۳٫۵٪ افزایش داشته و به رقم  ۳٫۹٪ رسیده است.

به گفته موسسه آمار ترکیه (TUIK)، هزینه گردشگری در سرتاسر جهان در سال ۲۰۰۳ به ۸۵۰ دلار رسیده است اما این رقم در سال ۲۰۱۴، ۸۲۸ دلار، پس از آن به ۷۵۶ دلار و  در سال بعد  به ۷۰۵ دلار کاهش یافته است. داده ها برای ۹ ماه اول سال ۲۰۱۷ نشان می دهد که میانگین هزینه های گردشگری در سرانه مالی  حتی بیشتر هم شده و  به ۶۶۴ دلار رسیده است .قابل توجه ترین بخش ماجرا هم اینجاست که هزینه های واقعیخرج شده  توسط گردشگران خارجی حتی پایین تر است، زیرا آمارها شامل مهاجران ترکیه است که برای تعطیلات تابستانی به خانه باز می گردند و البته خرج زیادی هم می کنند .

 البته  صنعت گردشگری ترکیه، سال گذشته، پس از یک رکود چشمگیر در سال ۲۰۱۶ و البته به دنبال تلاطم های پس از  کودتا در ماه ژوئیه و بحران با روسیه  به دنبال یافتن جایگاهی بهتر و البته ایمن تر است . تعداد گردشگران این کشور  در نهایت در سال ۲۰۱۶ افزایش یافت و از ۲۵٫۳ میلیون به ۳۲٫۴ میلیون رسید و درآمد ها  نیز از ۲۲٫۱ تا ۲۶ میلیارد دلار افزایش یافت.

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


به گزارش مجله فیلم

به گزارش جامجم، رادیو انقلاب دیروز با حضور حجتالاسلام سیدرمضان موسویمقدم قائممقام رسانه ملی، حمید شاهآبادی معاون صدا، علیرضا حبیبی مدیر رادیو انقلاب و جمعی از مدیران رادیو در استودیو شماره ۲۹ در ساختمان شهدای رادیو شروع به فعالیت کرد.

بیان ناگفتهها

در این مراسم قائممقام سازمان صداوسیما با اشاره به اینکه ایام دهه فجر فرصت مناسبی برای بیان بسیاری از حقایق تاریخی است، توضیح داد: وقتی مجموعهای روی موضوعی متمرکز شود، اثر بخشی آن اقدام نیز بیشتر میشود و اینکه ما در یک بازه زمانی خاص در شبکهای مثل رادیو انقلاب به یک موضوع بپردازیم، از نظر رسانهای کاری ارزشمند و قابل تقدیر است.

حجتالاسلام سیدرمضان موسویمقدم با اشاره به راهاندازی رادیو انقلاب گفت: رادیو انقلاب باید به ناگفتهها بپردازد. در دنیا مردم به دو دسته شرق و غرب تقسیم شده بودند، اما مردم ما انقلاب نهشرقی و نهغربی را قبول داشتند. بنابراین رادیو انقلاب مسئولیت بسیار سنگینی دارد و بسیاری از ناگفتهها وجود دارد که باید توسط این شبکه رادیویی برای مخاطبان تشریح شود تا آنها نسبت به حقایق انقلاب آگاهی پیدا کنند.

بررسی و تحلیل واقعیت انقلاب

حمید شاهآبادی، معاون صدا نیز با اشاره به اینکه در سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) اولین شهیده مظلوم ولایت، رادیو انقلاب راه اندازی میشود، عنوان کرد: امیدوارم این رادیو بتواند بخشی از تکلیف خود را در برابر آنچه بر این کشور رفته و ظلمی که دشمنان بر انقلاب کردند،
ادا کند. معاونت صدای جمهوری اسلامی ایران، تکلیفی جدی برای تدوین اهداف انقلاب دارد و بر خود میداند که در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب، برای نسل سوم حرف‌‌های نو بزند. به همین دلیل ما برای ارتباط باید به زبان نسل جوان صحبت کنیم.

وی ادامه داد: بهتر است برنامهسازان در این زمینه کار کنند که چه بحران‌‌هایی بر جمهوری اسلامی گذشته و اگر از نعمت ولایت برخوردار نبودیم، کشور دچار چه خسران‌‌هایی میشد. نعمت ولایت فقیه توانسته کشور را بدرستی رهبری و مدیریت کند و ما باید به چنین مباحثی در رادیو انقلاب بپردازیم. باید بتوانیم در معاونت صدا، برنامههایی را تولید کنیم که افتخارات و دستاوردهای این چهار دهه را تبیین کنند.

معاون صدا درباره اهداف و رویکردهای رادیو انقلاب توضیح داد: گرچه بازه زمانی فعالیت رادیو انقلاب چند روز است، اما این رادیو باید یک افق یک ساله برای خود تدارک ببیند، زیرا ما یک ماموریت یک ساله در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب بر عهده داریم. دشمن آنتن‌‌های خود را بر کشور ما سرازیر میکند و با ساخت برنامه‌‌های مختلف طوری حرف میزند که انگار مردم دیگر کاری با انقلاب ندارند. این در حالی است که اتفاقا نمیدانند مردم اگر هر نقد یا ضعفی هم ببینند، باز هم با چنگ و دندان خواهان انقلاب هستند. رادیو انقلاب باید به صورت متمرکز، عناصر کارآمد، توانمند، علاقهمند و دارای بینش را بهکار بگیرد که به دور از شعارزدگی، برنامهسازی کنند.

وی درباره رادیو انقلاب عنوان کرد: ما درباره همه مسائل انقلاب در این رادیو حرف میزنیم و واقعیت انقلاب را بدرستی تحلیل و بررسی میکنیم. رادیو انقلاب باید به صورت متمرکز، عناصر کارآمد، توانمند، علاقهمند و دارای بینش را بهکار بگیرد که به دور از شعارزدگی، برنامهسازی کنند. ستاد بزرگداشت چهلمین سال انقلاب که هفته گذشته در معاونت صدا تشکیل شد، رویکرد ساخت برنامه‌‌های متناسب با انقلاب را رصد میکند.

شاهآبادی در پایان گفت: رادیو انقلاب برای سومین سال راهاندازی شده است و باید این را به فال نیک بگیریم که بتواند به بهترین شکل نقشاش را ایفا کند.

تبیین هویت و ماهیت انقلاب اسلامی

علیرضا حبیبی، مدیر رادیو انقلاب در بخشی از این مراسم گفت: این شبکه رادیویی با تدبیر معاون صدای رادیو برای سومین سال شروع به فعالیت میکند. برنامههای این رادیو زنده و ۲۴ ساعته و روی موج اف ام ردیف ۵/۹۵ مگاهرتز خواهد بود. برای این شبکه رادیویی رویکردها و اهدافی را مشخص کردیم که در این باره میتوانم به تبیین هویت ماهیت انقلاب اسلامی و معرفی کارنامه ۴۰ سالگی نظام جمهوری اسلامی ایران، ظرفیتسازی و کیفیسازی، گفتمان و پرسمان انقلاب اسلامی اشاره کنم. همچنین با دیگر شبکههای رادیویی هم در این راستا همافزایی داریم و سعی میکنیم برنامههایی با معرفی دستاوردهای نظام در هر استانی تولید و پخش کنیم.

وی با اشاره به این که مضامین ارزشمند انقلاب اسلامی در این شبکه در دستور کار قرار دارد، عنوان کرد: تلاش میکنیم با طراحی برنامههای متنوع و متعدد، رضایت و توقعات مردم را از رادیو انقلاب تامین کنیم. البته برای جریانسازیهای انقلابی باید سعی کنیم با یکدیگر متحد شویم. مناسک ملی و اسلامی بستر مناسبی برای جریانسازی بوده و انقلاب مملو از پیامهاست. همچنین از زحمات آقای کوچکزاده، مدیر قبلی رادیو انقلاب قدردانی میکنم.

فاطمه عودباشی

گرد آوری : مجله فیلم

سریال ایرانی – ساعت چند – دانلود سریال – برنامه تلویزیونی – اخبار صدا و سیما


به گزارش مجله فیلم

mark salling dea2323d t

مارک سلینگ ستاره سریال «Glee» که چندی پیش در دادگاه به زندان محکوم شده بود، پیش از اجرای حکم، خودکشی کرد.

به گزارش مووی مگ به نقل از خبرآنلاین، مارک سلینگ بازیگر ۳۵ ساله آمریکایی که به جرم در اختیار داشتن عکس‌های مستهجن کودکان به زندان محکوم شده بود، خودکشی کرد.

وکیل سلینگ ضمن تایید خبر مرگ این بازیگر جوان اعلام کرد که جسد او در نزدیکی خانه‌اش پیدا شده است. خانواده سلینگ روز پیش از آن به پلیس مراجعه کرده و از گم شدن او خبر داده بودند.

خانواده سلینگ در واکنش به خودکشی او گفتند: «مارک فردی مهربان و دوست‌داشتنی بود که تمام تلاش خود را به کار بست تا اشتباهاتش را جبران کند

در گزارش‌ نخست که از مرگ این بازیگر در پایگاه خبری «TMZ» منتشر شد، تایید شده بود که او با طناب دار به زندگی خود پایان داده است، اما پلیس لس‌آنجلس هنوز رسما این موضوع را تایید نکرده است.

سلینگ ماه اکتبر سال گذشته میلادی به جرم در اختیار داشتن تصاویر مستهجن از کودکان محکوم شد و منتظر اجرای حکم بود. بر اساس حکم دادگاه او باید ۴ تا ۷ سال را در زندان می‌گذراند و پس از آن نامش به عنوان «مجرم جنسی»‌ ثبت می‌شد.

این بازیگر در هر شش فصل سریال «Glee»‌ که سال ۲۰۱۵ به اتمام رسید، بازی کرده بود.

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


به گزارش مجله فیلم

خطر لو رفتن داستان
وقتی انتظار سریالی را می‌کشید، هیجان‌انگیزترین بعد این انتظار قسمت اول است. همین‌که قسمت اول عرضه شد، انگار همه‌چیز روی غلتک می‌افتد و آن حس آشنا و فضای ملموس بار دیگر شمارا در خود می‌گیرد. حالا بعد از چند ماه اولین قسمت از فصل سوم مجموعه «شهرزاد» پخش‌شده است. حقیقت این است که در این قسمت، کنش‌های زیادی نمی‌بینیم و روایت دنباله آخرین قسمت فصل دوم است؛ اما همین روایت ساده هم حاوی کدها و سرنخ‌هایی است که با وصل کردن آن‌ها به هم می‌توان مسیری که «شهرزاد» طی خواهد کرد و مقصدی که به آن خواهد رسید را پیش‌بینی کرد.
یکی از مهم‌ترین اتفاقات این قسمت قتل شیروانی است که ازیک‌طرف پیمان دوستی و شراکت بهبودی و قباد دیوان‌سالار را تحکیم می‌کند و از طرف دیگر این فرضیه را که شیروانی قرار است در فصل سوم نقش مهمی داشته باشد را رد می‌کند. با مرگ شیروانی، باید به دنبال مهره جایگزینی برای قرار گرفتن در مقابل قباد باشیم که درعین‌حال به‌مانند کاراکتر بزرگ آقا و عمه بلقیس، خاصیت کنترل‌کنندگی داشته باشد و بتواند ماهرانه مهره‌های شطرنج را آن‌گونه که می‌خواهد حرکت دهد. به نظر می‌رسد سروان پرویز، با هنرنمایی امیر جعفری، گزینه مناسبی برای این کاراکتر باشد. هنوز نمی‌دانیم که نقشه‌اش چیست و به دنبال چه چیزی است، ارتباطش با اکرم مرموز و باانگیزه‌های پنهان به نظر می‌رسد اما در همین اول کار، این سروان پرویز است که از دور آدم‌های ماجرا را آن‌گونه که می‌خواهد هدایت می‌کند.
اکرم (گلاره عباسی) که اکنون چند ماهی از بارداری‌اش می‌گذرد، همچنان کنشمند اصلی ماجراست. قسمت اول درجایی تمام می‌شود که اکرم تحت‌فشار و تحت تأثیر صحبت‌های سروان قصد جان کبیر را می‌کند و پایان این قسمت درست جایی که بالش را روی صورت بچه پایین می‌آورد، ایجاد یک تعلیق اساسی است.
شهرزاد، در قسمت اول، به‌مانند فصل دوم، کنش زیادی ندارد و حضورش صرفاً برای بسط اندیشه و تفکر فمینیستی و مدرنش است؛ اما خانواده شهرزاد در شرایط حساس و دشواری قرار دارند. حمیرا (نسیم ادبی) با همسرش هوشنگ (رامین ناصر نصیر) اختلافات اساسی دارد و هوشنگ هم که به‌شدت تحت‌فشار مالی است به قباد روی می‌آورد و حالا قباد یک منبع اطلاعاتی دسته اول از شهرزاد و همسرش و همه تحرکاتشان در اختیار دارد.
فرهاد هم همچنان با آرزوهای آزادی‌خواهانه‌اش در مسیر پرخطری گام برمی‌دارد و در طرح نقشه فراری دادن دکتر مصدق جدی‌تر از پیش است، موضوعی که می‌تواند زندگی شهرزاد و فرهاد را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.
اما در این قسمت جای خالی دو کاراکتر اصلی به‌شدت به چشم می‌آید؛ نصرت و هاشم. آخرین باری که هاشم را دیدیم در حال کمک به همسر بهبودی بود تا از کشور خارج شود و احتمالاً کیف مدارک بهبودی هم در حال حاضر همراه اوست. نصرت هم که هنوز یک‌مهره مرموز است که انگیزه‌هایش مشخص نیست، حالا که معشوقه‌اش کشته‌شده است، مثل یک مار زخمی می‌ماند که باید از او ترسید و این غیبت کمی عجیب است.
به‌هرحال، انتظار برای شروع فصل سوم شهرزاد به سرآمد و حالا فقط هر هفته باید منتظر باشیم تا ببینیم پایان این ماجرا به کجا ختم می‌شود.

Post Views: 0

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


به گزارش مجله فیلم

674412 588 e1517309132771

قیمت عجیب دستمال بینی اسکارلت جوهانسون که رکورد میزان دریافت دستمزد توسط یک بازیگر زن را شکسته است!

جوهانسون در سال ۲۰۰۸ در یک برنامه تلویزیونی بینی خود را با یک دستمال پاک کرد که این دستمال ۵۳۰۰ دلار در یک مزایده به فروش رسید!

یکی از قدیمی‌ترین اعضای دنیای سینمایی مارول محسوب می‌شود. دوران حضور این بازیگر به قسمت دوم فیلم Iron Man (مرد آهنی) بازمی‌گردد که کارگردانی آن فیلم بر عهدهٔ جان فاورو بود.

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


دانلود رایگان فیلم جدید Shockwave 2017

  دانلود فیلم Shockwave 2017

ژانر : اکشن , ماجرایی , مهیج
۷٫۱/۱۰ از ۸۸۴ رای
مدت زمان : ۸۸ دقیقه
زبان : انگلیسی
کیفیت : DVDRip
فرمت : MKV
حجم : ۴۲۵ مگابایت
محصول : آمریکا
ستارگان : Stacey Oristano, Rib Hillis, Tyler Perez, Morgan Lindholm
کارگردان : Nick Lyon
خلاصه داستان :
در خلاصه داستان این فیلم اکشن و ماجرایی آمده است ، زمانی که دو ربات نظامی در یک جزیره سقوط می‌کنند ، یک تیم نظامی برای نابودی آنها اعزام می‌شود. اما این کار پیامدهای فاجعه‌باری در پی خواهد داشت و…

 

دانلود فیلم Shockwave 2017


به گزارش مجله فیلم

An556rio234114

جیمز فرانکو پس از اتهامات جنسی از جلد مجله ونیتی فیر به صورت دیجیتالی حذف شد.

به گزارش مووی مگ به نقل از ب انی فیلم، تصویر جیمز فرانکو از کاور نسخه هالیوود مجله ونیتی فیر که اپرا وینفری، تام هنکس، هریسون فورد، رابرت دنیرو و تعداد زیادی از دیگر ستارگان نیز در آن حضور داشتند در پی طرح اتهامات آزار جنسی اخیر علیه وی حذف شد.

عکس کاور توسط عکاس مطرح انی لبوویتز گرفته شده بود و اول شامل تصویر این ستاره فیلم «هنرمند فاجعه» بود تا اینکه به صورت دیجیتالی حذف شد.

یکی از مسئولان ونیتی فیر به هالیوود ریپورتر در این رابطه گفت: «ما تصمیم گرفتیم تا جیمز فرانکو را در کاور هالیوود قرار ندهیم چون ار اتهامات اخیر علیه وی آگاه شدیم».

پس از آنکه «هنرمند فاجعه» برنده گلدن گلوب شد، فرانکو الز سوی ۵ نفر به آزار جنسی متهم شد. هر چند او به این اتهامات پاسخی نداد.

در نسخه نهایی جلد مجله به ترتیب از چپ هنرمندان زیر حضور دارند: اپرا وینفری، نیکول کیدمن، ریسویترسپون، تام هنکس، مایکل جردن، زندایا، جسیکا چستین، کلر فوی، مایکل شنون، هریسون فورد، گل گدوت، سردبیر ونیتی فیر گریدون کارتر و رابرت دنیرو.

شبکه های اجتماعی هم واکنش هایی به ایراد های فوتوشاپی این عکس داشتند که در این ایراد ها ویترسپون ظاهرا سه پا دارد و وینفیری سه دست! هر دوی این هنرمند ها در توییتر خود به این ایراد ها واکنش هایی طنز داشتند.

منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال


دانلود فیلم تنها شجاعان Only The Brave 2017Reviewed by رضا صالحی on Jan 31Rating: 4.5

دانلود فیلم Only The Brave 2017 تنها شجاعان با کیفیت عالی

| دانلود فیلم خارجی تنها شجاعان Only The Brave 2017 با لینک مستقیم |

کیفیت ۱۰۸۰p , 720p BluRay + زیرنویس فارسی قرار گرفت

دانلود فیلم تنها شجاعان Only The Brave 2017

دانلود فیلم خارجی Only The Brave 2017 با زیرنویس فارسی و کیفیت عالی از سرور های هکس دانلود

نام فیلم : Only The Brave 2017 | ژانر ( موضوع ) : درام ، زندگینامه | سال انتشار : ۲۰۱۷

زبان : انگلیسی | محصول :  آمریکا | مدت زمان : ۱۲۵ دقیقه

.:: دارای امتیاز ۷٫۹/۱۰ از ۱۰,۰۰۱ رای در IMDB ::.

. بازبینی و سانسور شده .

.

کارگردان :  Joseph Kosinsk

بازیگران : Josh Brolin, Miles Teller, Jeff Bridges, James Badge Dale, Taylor Kitsch, Jennifer Connelly

خلاصه داستان : فیلم تنها شجاعان ۲۰۱۷ ، این فیلم داستان واقعی آتش‌نشانان شجاع و دلیری را به تصویر می‌کشد که ریسک بالایی را می‌پذیرند تا شهری را از آتش نجات دهند. اما…

.

  • رده سنی : PG-13 – تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۳ سال توصیه نمی شود.
  • تهیه کنندگان : Lorenzo di Bonaventura, Thad Luckinbill, Trent Luckinbill, Michael Menchel, Dawn Ostroff, Molly Smith
  • نویسندگان : Ken NolanEric, Warren Singer

.

دانلود فیلم تنها شجاعان Only The Brave 2017

.

Only The Brave 2017 , In 2007 Prescott, Arizona, Eric Marsh of the Prescott Fire Department is frustrated fighting forest fires when the Type 1 or “Hotshot” front line forest fire fighting crews from afar overrule his operational suggestions to his area’s sorrow. To change that, Marsh gets approval from the Mayor to attempt to organize an unprecedented certified municipal-based Hotshot crew for Prescott. To that end, Marsh needs new recruits, which includes the young wastrel, Brendan McDonough, to undergo the rigorous training and qualification testing for the most dangerous of fire fighting duty. Along the way, the new team meets the challenge and the hailed Granite Mountain Hotshots are born. In doing so, all the men, especially McDonough, are changed as new experience and maturity is achieved in fire-forged camaraderie. All this is put to the test in 2013 with the notorious Yarnell Hill Fire that will demand efforts and sacrifices no one can ignore.

صفحه 1 از 562
12345678910 بعدی 203040...«