نیو فان | دانلود فیلم

دسته‌بندی نشده Archives - صفحه 11 از 2568 - نیو فان | دانلود فیلم

توضیحات


به گزارش مجله فیلم

روزنامه اعتماد – ترجمه بهار سرلك: یك روز پیش از اینكه همدیگر را در منهتن ملاقات كنیم، هاروكی موراكامی برای ورزش صبحگاهیاش به سنترال پارك رفته بود كه زنی جلوی او را گرفت. زن گفته بود: «عذر میخواهم، شما همان رمان‌نویس ژاپنی معروف نیستید؟» سوالی كه به عجیب‌ترین شكل ممكن پرسیده شده بود اما موراكامی با خونسردی همیشگیاش پاسخ داده بود.

موراكامی این ماجرا را برای من تعریف كرد: «گفتم: نه، من فقط یك نویسنده‌ام. اما از دیدن شما خیلی خوشحالم! و سپس دست دادیم. وقتی مردم این‌طوری جلوی من را میگیرند احساس غریبی بهم دست میدهد چون من یك آدم معمولیام. واقعا نمیفهمم چرا مردم میخواهند من را ببینند.»

هاروکی موراکامی؛ مردی که از تاریکی می‌آید

تفسیر رفتار موراكامی به تواضعی ساختگی، اشتباه است و به همین ترتیب نمیشود آن را مایه عذاب نویسنده از وجود شهرت دانست؛ میتوان گفت تا به امروز موراكامی ۶۹ ساله نه از شهرت جهانیاش لذت میبرد و نه آن را پس میزند. در عوض ظاهر او شبیه به نظاره‌گری كنجكاو و كمی گیج است؛ هم از لحاظ داستان‌های سوررئالی كه برآمده از ناخودآگاه او هستند و هم از منظر این حقیقت كه این داستان‌ها را میلیون‌ها خواننده در سراسر جهان حریصانه میخوانند.

یقینا این نكته كه شخصیت محوری آثار موراكامی نظاره‌گری است كه خود را از جامعه جدا میكند، یك همزمانی نیست؛ شخصیتی متین و به حاشیه رانده شده كه اغلب مردی بینام و نشان است و اواسط دهه چهارم زندگیاش را میگذراند و وقتی تماس تلفنی مرموز یا جست‌وجوی گربه‌ای گمشده او را به جهان موازی رویاگونی میبرد -كه جمعیت آنجا را سگ‌ها، مردهایی در لباس گوسفند، دخترهای نوجوان اسرارآمیز و آدم‌های بدون صورت تشكیل داده- به جای اینكه ترس و لرز وجود این شخصیت را فرا بگیرد او كنجكاو و فریفته این دنیا میشود.

موراكامی نظریه‌ای دارد كه این فرمول ادبی هیپنوتیزم‌كننده را به خصوص در دوران آشفتگیهای سیاسی، جذاب میكند. او میگوید: «در دهه ۱۹۹۰ در روسیه خیلی محبوب بودم- در واقع در زمانی كه آنها دوره گذار از اتحادیه شوروی را شروع كرده بودند- مردم آنجا سردرگم بودند و مردم سردرگم هم كتاب‌های من را دوست دارند.» در اتاق كنفرانس دفتر نماینده ادبی او در امریكا نشسته‌ایم و او جرعه‌ای آب مینوشد و ادامه میدهد: «در آلمان، وقتی دیوار برلین سقوط كرد، سردرگمی جریان داشت و مردم كتاب‌هایم را دوست داشتند.» اگر این گفته او درست باشد بنابراین امریكای دونالد ترامپ و برگزیت بریتانیا باید بازاری پربركت برای چهاردهمین رمان او، «قتل فرمانده» باشند؛ این رمان ۶۷۴ صفحه‌ای كه دربردارنده بالاترین میزان غرابت موراكامی است، نهم اكتبر با ترجمه فیلیپ گابریل و تد گوسن در بریتانیا منتشر شد.

خلاصه كردن پیرنگ‌های آثار او امری بیهوده است اما شاید كافی باشد كه بگویم راوی بی‌نام‌ونشان تازه‌ترین كتاب او نقاش پریشان‌حالی است كه اخیرا همسرش او را ترك كرده و میكوشد با رفتن به كوهستانی در شرق ژاپن این ماجرا را فراموش كند. اما این عزیمتش به ماجرایی مفصل منتهی میشود كه پای كارآفرین تكنولوژی عجیب‌وغریب، زنگی كه شب‌ها خودبه‌خود به صدا درمیآید، معبدی زیرزمینی را به داستان باز میكند (چاه و قنات‌های زیرزمینی و همچنین گربه‌های گمشده از امضاهای موراكامی به شمار میروند.) از طرفی سرباز سامورایی بلندقد و وراجی از بوم نقاشیای كه راوی در انباریاش پیدا كرده، بیرون میآید. (برای موراكامی كه خود به هواخواهی اف. اسكات فیتزجرالد از نوجوانی معترف است، این عناصر برای ادای احترام به «گتسبی بزرگ» در كتاب آورده شده‌اند؛ این ادعایی است كه با پیش‌ رفتن در فضای داستان غیرمحتمل به نظر نمیرسد.)

نكته مشهود آثار موراكامی این است كه آنها به راستی در دوران‌ تنش سیاسی محبوب هستند چراكه شیفتگی و اغلب تاثیری اغواكننده روی خواننده میگذارند، غرابت روند پیرنگ با یكنواختی احساسی تعدیل میشود تا خواننده با توسل به آسایشی كه در اختیارش قرار میگیرد از جهان واقعیت و افراطیگریهایش به آن پناه ببرد. موراكامی در مصاحبه‌ای گفته بود بیسبال را دوست دارد: «چون كسل‌كننده است.» و در كتاب خاطرات «وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنم» (۲۰۰۷) لذت دویدن را به فرجه‌ای برای دوری از «احساس كردن‌های زیاد» تشبیه كرده است.

هرچند، نباید انتظار داشت موراكامی به شرح و تفسیر معنای عناصر فانتزی آثارش بپردازد. او از طریق پایه مستحكمی كه در ضمیر ناخودآگاهش مستقر است، عمل میكند؛ اگر تصویری از این چاه تاریك درونی ظاهر شود، او فكر میكند این تصویر تعریفی بامعنا دارد و وظیفه‌اش این است كه آنچه را ظهور كرده، روی كاغذ بیاورد تا اینكه به تحلیل و تفسیر آن بپردازد.

(او میگوید این شغل «افراد باهوش» است و گونه‌اش چروك میخورد و لبخندی روی لب‌هایش مینشیند. «و لزومی ندارد نویسنده‌ها باهوش باشند.») برای مثال، در رمان «كافكا در كرانه» (۲۰۰۲) صحنه‌ای است كه ماهیها، مثل تگرگ، از آسمان میبارند. «مردم از من میپرسند: «چرا ماهی؟ و چرا ماهیها از آسمان میبارند؟» اما هیچ جوابی برایشان ندارم. فقط این ایده به ذهنم رسید كه چیزی باید از آسمان ببارد. سپس در فكر فرو رفتم: چه چیزی باید از آسمان پایین بریزد؟ و جواب دادم: ماهی! ماهی خوب است.

هاروکی موراکامی؛ مردی که از تاریکی می‌آید

«و میدانید اگر این ایده به ذهنم برسد فكر میكنم حتما نكته‌ای صحیح در آن نهفته است؛ چیزی است كه از اعماق ناخودآگاه نشات گرفته و در ذهن خواننده طنین‌انداز میشود. در نتیجه حالا من و خواننده یك میعادگاه مخفی زیرزمینی داریم، جایی مخفی در ناخودآگاه. و در این مكان قطعا باریدن ماهی از آسمان درست است.

میعادگاه موضوع مهم است نه تفسیر نمادگرایی یا هر چیزی مانند این. این چیزها را به عهده روشنگرها میسپارم.» تصور موراكامی از خودش- كه یك نوع خط لوله یا مجرایی میان ناخودآگاه خود و ناخودآگاه خواننده است- آنقدر رسمی و مشهود است كه وقتی لابه‌لای حرف‌هایش خود را «داستان‌گویی ذاتی» مینامد، مكث میكند تا گفته‌اش را اصلاح كند: «نه، من داستان‌گو نیستم. من نظاره‌گر داستانم.» رابطه او با این داستان‌ها همانند رابطه فرد رویابین با خود رویاست و این موضوع توضیحی برای این است كه چرا او شب‌ها هرگز رویا نمیبیند. او میگوید: «خب، شاید ماهی یك بار رویایی در خواب ببینم. اما معمولا این اتفاق نمیافتد. فكر میكنم به این دلیل كه وقتی بیدارم باید رویا ببینم در نتیجه لزومی ندارد وقتی خواب هستم، رویا ببینم.»

نقاط تحول ظهور موراكامی در مقام یك نویسنده آنجایی است كه او از جایی ورای سلطه خودآگاهش پدیدار میشود. او در سال ۱۹۴۹ در كیوتو و طی اشغال ژاپن توسط امریكا به دنیا آمد؛ موراكامی برای راه انداختن جز كلاب «پیتر كت» در توكیو، كار در شركت را رها كرد. چند سال بعد او در جایگاه تماشاچیان استادیوم بیسبال نشسته بود و وقتی دیو هیلتون، بازیكن امریكایی ضربه دابل را به توپ وارد كرد، ناگهان به دلش افتاد كه میتواند رمان بنویسد؛ این تجلی به نگارش كتاب «به آواز باد گوش بسپار» (۱۹۷۹) ختم شد.

یك روز عصر مجله ادبی «Gunzo» با او تماس گرفت و به او گفت رمانش به فهرست نهایی «تقدیر از نویسندگان نوقلم» راه پیدا كرده است. وقتی او تلفن را قطع كرد با همسرش، یوكو، به پیاده‌روی رفت. در مسیر كبوتری مجروح را دیدند و آن را به ایستگاه پلیس محله سپردند. چند سال بعد موراكامی در خاطراتش نوشت: «آن یكشنبه هوا صاف و تمیز بود و درخت‌ها، ساختمان‌ها و ویترین فروشگاه‌ها زیر نور خورشید بهاری به زیبایی میدرخشیدند. آن وقت بود كه به ذهنم رسید. جایزه از آن من میشد. و من به راهم ادامه میدادم و رمان‌نویسی میشدم كه از موفقیت لذت خواهد برد. این احتمالی جسورانه بود اما در آن لحظه مطمئن بودم این اتفاق خواهد افتاد. كاملا اطمینان داشتم. نه براساس حدس و فرضیه بلكه بیواسطه و از روی غریزه.»

منتقدان ژاپنی در استقبال از او تعلل میكردند. موراكامی به خاطر میآورد: «من جوجه اردك زشت دنیای ادبی ژاپن بودم.» بخشی از این واكنش‌ها به این دلیل بود كه در كتاب‌هایش هیچ نشانی از ریشه داشتن در فرهنگ و سنت ژاپن وجود نداشت و از ارجاعات به فرهنگ امریكایی سرشار بود كه طولی نكشید منتقدان آنها را «به‌شدت شبیه به آثار امریكایی» نامیدند.

(جالب است كه این سال‌ها از او با عنوان نامزد مدعی كسب جایزه نوبل ادبی یاد میشود، اگرچه او نام خود را از میان رقبای جایزه «جایگزین نوبل» -كه در واكنش به تعویق برگزاری نوبل ادبیات امسال، پیریزی شد- حذف كرد و اعلام كرد ترجیح میدهد روی نوشتنش تمركز كند.) «من پس از جنگ به دنیا آمده‌ام و با فرهنگ امریكایی بزرگ شده‌ام؛ به جز و پاپ امریكایی گوش میدادم، سریال‌های امریكایی میدیدم؛ آنها دریچه‌ای رو به دنیایی دیگر بودند. اما در هر حال، رفته‌رفته، سبك خودم را پیدا كردم. نه سبك ژاپنی دارم و نه امریكایی؛ سبك خودم را دارم.»

در هر حال، منتقدان هر چه فكر میكردند حالا موفقیت تجاری او باثباتی چشمگیر رشد میكند و در سال ۱۹۸۷ با كتاب «چوب نروژی» به صدر جداول پرفروش‌ترین كتاب‌ها رسید؛ داستان دردناك دلتنگی برای عشق جوانی كه در یك سال سه‌ونیم میلیون نسخه فروخت. موراكامی این داستان را به سبك رئالیستی نوشت كه دیگر هرگز به آن بازنگشت- اگرچه پس از مدتی تامل روی این سبك او با رئالیست نبودن باریدن ماهی از آسمان مخالفت كرد. او میگوید: «این رئالیسم من است. گابریل گارسیا ماركز را خیلی دوست دارم اما فكر نمیكنم او آنچه را كه مینوشت رئالیسم جادویی بنامد. داستان‌های او به سبك رئالیسم خودش بودند. سبك من عینك من است؛ از طریق این لنزها، دنیا برایم معنیدار میشود.»

هاروکی موراکامی؛ مردی که از تاریکی می‌آید

همزمان با افزایش دستاوردهای هنریاش به تكمیل برنامه‌نویسندگی روزانه‌اش پرداخت كه حالا این برنامه بدون شك به اندازه تك‌تك رمان‌هایش مشهور است؛ موراكامی ساعت چهار صبح از خواب برمیخیزد، پنج یا شش ساعت مشغول نوشتن میشود، پیش از اینكه ۱۰ كیلومتر بدود یا شنا كند، ۱۰ صفحه مینویسد. موراكامی میگوید: «وقتی كلاب جز داشتم، زندگیام آشفته‌بازاری بود كه گیجم میكرد. ساعت سه یا چهار صبح به رختخواب میرفتم؛ بنابراین وقتی نویسنده شدم تصمیم گرفتم زندگی منسجمی داشته باشم. یعنی صبح زود بیدار شوم، شب‌ها زود بخوابم و هر روز هم ورزش كنم.

معتقدم باید جسمی قدرتمند داشته باشم تا محتوایی قدرتمند بنویسم.» شاید او فقط یك خط لوله باشد اما وظیفه دارد كار این خط لوله را به بهترین نحو اداره كند. از منظر بیرونی، گویی كه این خط لوله به خوبی كار میكند- شاید در آن زمان ۵۰ سال هم بیشتر داشت- اما ریتم نوشتارش سرچشمه شادی عمیق است كه احتمالا توضیحی برای حجم بالای كتاب‌های اوست. او میگوید: «آن روزها، روزهای لذتبخشی بودند، بنابراین هر چه تعداد روزها بیشتر میشد، تفریح بیشتری داشتم و بیشتر مینوشتم. واقعا سر درنمیآورم چرا مردم دوست دارند كتاب‌های بلند من را بخوانند. اما»- بدون ردی از تكبر- «من خیلی محبوبم.»

برنامه روزانه فوق‌العاده پركارش، تواناییهای مازادی در اختیارش میگذارد كه برای داستان‌های كوتاهش مورد استفاده قرار میدهد؛ همچنین برای محتوای كتاب‌های غیرداستانیاش (مهم‌ترین آنها «مترو» است كه براساس گفت‌وگوهایی با بازمانده‌های حادثه حمله با گاز سارین به متروی توكیو نوشته است)، و برای پاسخ دادن به سوالات خوانندگانش كه نه تنها درباره كتاب‌هایش میپرسند بلكه او نقش «مشاوری» را در حل مشكلات آنها ایفا میكند (این مجموعه نیز در سال ۲۰۱۵ به صورت كتاب الكترونیكی منتشر شد.) همچنین موراكامی یكی از مترجمان پیشتاز آثار ادبی امریكا به ژاپنی است؛ او از فیتزجرالد، ترومن كاپوتی، گریس پالی، جی. دی. سلینجر و اخیرا از جان چیور آثاری را ترجمه كرده است.

او از خواندن ترجمه انگلیسی آثارش لذت میبرد چراكه از نگاه او همانند رمانی تازه هستند. او میگوید: «ترجمه این كتاب‌های قطور یك یا دو سالی زمان میبرد. بنابراین زمانی كه ترجمه‌شان را میخوانم، همه‌چیزش از خاطرم رفته است.» او ژست ورق زدن كتاب را به خود میگیرد و ادامه میدهد: «قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ بعد مترجم با من تماس میگیرد: «سلام، هاروكی، ترجمه‌ام چطور بود؟» و من میگویم: «داستان بسیار جذابی است! خیلی خوشم آمد!»

هاروکی موراکامی؛ مردی که از تاریکی می‌آید

فقط زمانی كه محور گفت‌وگو به سوی سیاست‌های امریكایی تغییر كرد- و ناگریز این اتفاق می‌باید میافتاد- چهره‌ او بیشتر شبیه به فردی شد كه ماموریت نویسنده بودنش را اجرا میكند. نظر او را درباره بحران كشوری پرسیدم كه فرهنگش برای او عزیز است، یك دقیقه كامل در سكوت به فكر فرو رفت. سپس گفت: «وقتی جوان بودم، در دهه ۱۹۶۰، عصر ایدآلیسم بود. باور داشتیم اگر تلاش كنیم دنیا جای بهتری خواهد شد. امروزه مردم چنین چیزی را باور ندارند و فكر میكنم موضوعی غم‌انگیز است. مردم میگویند كتاب‌های من عجیب هستند اما ورای غرابت‌شان، باید دنیایی بهتر وجود داشته باشد. موضوع این است كه پیش از اینكه به دنیایی بهتر دست بیابیم باید این غرابت را تجربه كنیم. این بنیانیترین ساختار داستان‌های من است: باید از میان تاریكی عبور كنی، از زیرزمین‌ها بگذری تا به روشنایی برسی.»

این گفته‌های او شبیه به امیدی در خور این لحظات است. مدافع موراكامی لزوما با یادگیری این نكات رمان را به پایان نمیرساند و لذت او از خواندن كتاب به كمال نمیرسد؛ اما خواننده معمولا از دنیای رویاهای نامتعارف این نویسنده به مكانی آرام و پرآسایش میرسد. كتاب‌های موراكامی حاوی این نكته هستند كه شاید غرابت زندگی تاب‌آور نباشند اما روزی، این كابوس‌ها تمام میشوند. سرانجام گربه گمشده‌تان را پیدا میكنید.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir


سگ های هار

 

فیلم سگ های هار Rabid Dogs 2015 یک فیلم درام اکشن ماجراجویی و هیجان انگیز کانادایی فرانسوی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی اریک هانزو است. ستارگانی چون لامبرت ویلسون، گیلوم گوین و ویرجینیا لدوین در این فیلم ایفای نقش می کنند.

در فیلم سگ های هار Rabid Dogs 2015 در مرکز شهر مونترال، چهار جنایتکار یک بانک محلی را سرقت می کنند و بیش از ۲ میلیون دلار به صورت نقدی سرقت می کنند. پلیس محلی و نگهبانان بانک در درگیری های مسلحانه با دزدان، رهبر خود را زخمی می کنند، معروف به “Boss”. با فرار به یک مرکز خرید زیرزمینی، چهار نفر به زودی پراکنده شده و به گاراژ پارک خودرو پناه می برند، جایی که آنها را یک زن و مرد را به گروگان گرفتند. بعد از یکی از جنایتکاران به طور تصادفی گروگان مرد را می کشد، پلیس عقب نشینی می کند و اجازه می دهد تا ماشین خود را بردارند. آنها ماشین فرار خود را در یک انبار پنهان می کنند، جایی که Boss متوجه می شود با جراحتی که برداشته زیاد نمی تواند دور شود …

اگر از علاقه مندان این سبک فیلم های اکشن هستید به شما پیشنهاد می کنیم این فیلم زیبا و مهیج را از سایت نامیا دانلود به راحتی دریافت نمایید.

تاریخ انتشار: ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ (فرانسه)
کارگردان: اریک هانزو
باکس آفیس: ۲۳۴۰۰۰ دلار
موسیقی ساخته شده توسط: لورانت ایکوئم
فیلمنامه: اریک هانزو، یانیک دان، بنجامین راتود

دانـــــلود عمومی

دانـــــلود کاربران مخابرات کرمانشاه


دانلود فیلم ایرانی مسلخ با کیفیت عالی

| دانلود فیلم مسلخ با لینک مستقیم |

کیفیت ۱۰۸۰p HQ , 1080p , 720p , 480p قرار گرفت

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت عالی

دانلود فیلم ایرانی مسلخ با حجم کم و کیفیت عالی از سرور های هکس دانلود

نام فیلم : مسلخ | نویسنده و کارگردان : اصغر نصیری | موضوع (ژانر) : اجتماعی

منتشر کننده : هکس دانلود | کیفیت : بسیار عالی | تاریخ اکران : تیر ۱۳۹۶

مدت زمان : – دقیقه | مخاطب : بزرگسال | محصول کشور : ایران

.

بازیگران فیلم : نیما شاهرخ شاهی، نرگس محمدی، پرستو صالحی، شیوا طاهری، امیرحسین داودی، ایمان نیک نفس، لیلا عزیزی، مینا دلشاد

.

خلاصه داستان : فیلم سینمایی مسلخ ، داستان زوجی جوان به نام آوا و آرش را روایت می‌کند که قبل از پیوند زناشویی شرطی برای ازدواج را دختر در نظر می‌گیرد اما براساس شرایط کاری آرش امکان پایبندی به این شرط وجود ندارد و پای مردی به زندگی این زوج جوان باز می‌شود.

.

دانلود فیلم های پیشنهادی :

دانلود سریال شهرزاد

دانلود فیلم سلام بمبئی

دانلود فیلم نهنگ عنبر ۲ سلکشن رویا

دانلود فیلم خوب بد جلف

 

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت عالی.

سایر عوامل این فیلم : [ نویسنده: اصغر نصیری، بازنویسی فیلمنامه: مانا بهرامی، طراح گریم و طراح صحنه: رحیم مهدی خانی، فیلمبردار: کورش مرشد سلوکی، صدابردار: احمد کلانتری، مجری طرح: محمد باجلان جانشین تولید: مسعود عسگری، منشی صحنه: شیما باقری، عکاس: مجید بختیاری، دستیاران کارگردان: بهنام اصل، امیر قهرمانی، منشی صحنه: حدیث درگاهی، گروه تولید: ناصر وحید، بهروز بابانژاد، محسن کاظمی، حسن داودی.]


به گزارش مجله فیلم

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی امام جمعه موقت تهران شامگاه یکشنبه ۲۲ مهر با حضور در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر ضمن حضور در آیین نکوداشت زنده یاد انوشیروان ارجمند بازیگر فقید تئاتر، سینما و تلویزیون چراغ نمایش «خاتون» به نویسندگی و کارگردانی حسین عالم بخش را روشن کرد.

حسین مسافرآستانه کارگردان و دبیر شورای سیاستگذاری تماشاخانه ایرانشهر در ابتدای این مراسم که با حضور خانواده ارجمند برگزار شد، گفت: تماشای تئاتر موجب ارتقای آگاهی ما می شود و این ارزش وقتی دوچندان می شود که بتوانیم در تئاتر مذهبی نیز حضور پیدا کنیم. به اعتقاد من تماشای تئاتر مذهبی به مراتب ارزش بیشتری برای تماشاگر دارد و به نظرم شکل دیگری از شرکت در مجلس عزای پسر فاطمه (س) است.

وی با قدردانی از به صحنه رفتن نمایش «خاتون» برای سومین سال پیاپی توضیح داد: خیلی خرسندم که در کوران فعالیت های نمایشی کشور همچنان شاهد رشد قابل قبول تئاتر دینی هستیم. این گونه تئاتری در برخی مقاطع تاریخی جایگاه درستی نداشت اما تلاش مستمر هنرمندان این عرصه از جمله حسین عالم بخش موجب شد این نوع تئاتر در جایگاه بسیار ویژه ای قرار گیرد و چقدر خوب است که چنین موضوعاتی به صورت حرفه ای در تالارهای حرفه ای میزبان علاقه مندان است. ما امشب شاهد اجرای یک نمایش عالی هستیم که هنرمندان آن با عشق و صمیمیت خودشان روی صحنه حاضر شدند. آنها امشب با میل و اشتیاق خودشان در شرایطی روی صحنه رفته اند که تعدادی دیگر بر خلاف آنها فکر می کنند. به اعتقاد من آنها بدون هیچ تردیدی هنرمندان ارزشمندی هستند که واقعا جای قدردانی دارد.

این کارگردان تئاتر که طی سال های گذشته کارگردانی چندین دوره نمایش «خورشید کاروان» را به عهده داشته در بخش دیگری از صحبت های خود ضمن قدردانی از مقام هنری زنده یاد انوشیروان ارجمند بیان کرد: یکی از هنرمندانی که بخش زیادی از عمرش را وقف تئاتر مذهبی کرد انوشیروان ارجمند بود که من این سعادت را داشتم در سال های متمادی با او برای اجرای نمایش «خورشید کاروان» همکاری مشترک داشته باشم. او با حضورش در این نمایش سبب ساز ورود پروژه «خورشید کاروان» به جریان حرفه ای تئاتر کشور شد. انوشیروان ارجمند به درستی و در ارزشمندترین شرایط ممکن حتی زمانی که شرایط جسمانی مطلوبی نداشت با عشق به حضرت سیدالشهدا (ع) در کنار پروژه حضور داشت.

مسافرآستانه ادامه داد: من خوب به خاطر دارم زمانی که در شرایط سختی به سر می برد و ما به او می گفتیم که اگر شرایط اجرا را ندارد در صحنه حضور پیدا نکند در حالی که وی با هنرمندی محض و عشق به اهل بیت بهترین اجرا را به مخاطبان عرضه می کرد. او همواره به ما می گفت وقتی روی صحنه این نمایش هستم در حال خودم نیستم. پس چیزی که می تواند یک انسان هنرمند را به حضور در صحنه پای بند کند، جز عشق نیست.باید انوشیروان ارجمند را روی صحنه زمانی که در بخشی از نمایش با تمثال نمادین سر بریده حضرت سیدالشهدا (ع) صحبت می کرد، می دیدید که معنویت در چهره اش موج می زد

وی افزود: زنده یاد انوشیروان ارجمند از معدود هنرمندانی بود که عشق به امام حسین (ع) از ویژگی های منحصر به فرد او بود. او در این راه عاشقانه کار کرد و هیچ وقت این عشق را نادیده نگرفت. او هنرمندی بود که حتی یک بار هم از چیزی شکایتی نکرد. حتی وقتی در مقطعی برای بازنویسی نمایشنامه «خورشید کاروان» به کمک گروه کارگردانی آمد و من می خواستم نام وی را در کنار نام نویسنده به عنوان بازنویس متن منتشر کنم به شدت مقابل این موضوع ایستادگی کرد و گفت من به عشق امام حسین (ع) این کار را کردم. شما باید او را روی صحنه زمانی که در بخشی از نمایش با تمثال نمادین سر بریده حضرت سیدالشهدا (ع) صحبت می کرد، می دیدید که معنویت در چهره اش موج می زد. به هر حال جای او امشب در بین ما خالی است هرچند من اعتقاد دارم او نرفته است و این ما هستیم که معنویت حضورش را نمی بینیم.

حسین عالم بخش کارگردان نمایش «خاتون» نیز در این مراسم گفت: در این ۲۲ سالی که به فعالیت در تئاتر مشغولم ۲ نفر از هنرمندان تئاتر در ذهنم به صداق معروف بودند. یکی از آنها حسین مسافر آستانه و دیگری شهرام کرمی است که جا دارد از حضور این ۲ هنرمند در مراسم افتتاحیه نمایش «خاتون» قدردانی کنم.

وی ادامه داد: من با زنده یاد انوشیروان ارجمند کارهای زیادی را انجام دادم اما یک خاطره از او در ذهنم ماندگار شده که دوست دارم بار دیگر برای شما روایت کنم. زنده یاد ارجمند همیشه می گفت من به بازی ۲ نفر همیشه حسادت می کنم. اولین هنرمند خسرو شکیبایی و دومین هنرمند برزو ارجمند (فرزندش) است و حالا امشب ما افتخار داریم که در مراسم افتتاحیه نمایش «خاتون» علاوه بر حضور حجت الاسلام ابوترابی و تعدادی دیگر از دوستان میزبان برزو ارجمند و مادر بزرگوارشان باشیم.

در پایان برزو ارجمند فرزند زنده یاد انوشیروان ارجمند هم در این مراسم با قدردانی از تماشاگران و گروه اجرایی نمایش «خاتون» توضیح داد: من نمایش «خورشید کاروان» را برای اولین بار به کارگردانی حسین مسافرآستانه روی همین صحنه دیدم. به همین جهت بسیار خوشحالم امشب در اولین اجرای نمایش «خاتون» شاهد برگزاری مراسم نکوداشتی برای پدرم هستم. «خورشید کاروان» به نوعی نذر پدرم بود و نمی دانم چه اتفاقی می افتاد که هر سال وقتی او در شرایطی بود که به دلیل فیلمبرداری نمی توانست در این پروژه حضور داشته باشد. همه چیز دست به دست هم می داد یا مثلا فیلمبرداری پروژه ای که پدر در آن بازی می کرد، متوقف می شد و ماجرا به شکلی هدایت می شد  که او دوباره در این نمایش به عنوان بازیگر حضور داشته باشد.

وی گفت: پدرم ۱۰ سال در کنار نمایش «خورشید کاروان» حضور داشت و خوب می دانم که چقدر برای حضور در این کار معتقد بود. من سال گذشته که مشغول جمع آوری برخی از وسایلش بودم یکسری نامه پیدا کردم که موضوع اغلب آنها تقاضای دعای برخی تماشاگران نمایش از پدر برای شفای بیمارانشان به جهت حضورش در نمایش «خورشید کاروان» بود. به اعتقاد من این اثر نمایشی نقطه عطف زندگی ما بود. من امشب بسیار متاسفم که پدرم امشب در میان ما نیست.

پس از صحبت های ارجمند، حجت الاسلام ابوترابی امام جمعه موقت تهران با همراهی حسین مسافرآستانه، شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی، حسین عالم بخش کارگردان نمایش «خاتون» و برزو ارجمند به شکلی نمادین چراغ این اثر نمایشی را روشن کردند.

نمایش «خاتون» به نویسندگی و کارگردانی حسین عالم بخش و بازی کریم اکبری مبارکه، علی برجی، سیروس اسنقی، بهار ارجمند، عطیه غبیشاوی، کیمیا ملائی و میلاد محمدزاده هر روز ساعت ۲۰ در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان مخاطبان تئاتر است.

عکس ها از کاوه کرمی است.

Let’s block ads! (Why?)

منبع خبر

گرد آوری : http://www.filme.ir

آیین نکوداشت انوشیروان ارجمند در تئاتر شهر برپا شد


شجره نامه و فلوچارت

نرم افزار ایجاد شجره نامه و فلوچارت OmniGraffle Pro برای مک یک نرم افزار کارآمد و کاربردی بسیار راحت است که شما به کمک آن می توانید نمودار های زیبا، درختان خانوادگی، نمودار جریان، نمودار های سازماندهی، طرح بندی را هدایت کنید. نرم افزار ایجاد فلوچارت و شجره نامه OmniGraffle Pro برای مک یک نرم افزار راحت است که به وسیله ی آن شما می توانید اندیشه های خود را سازماندهی کنید و پروژه های خود و یا حتی دوستان خود را به صورت گرافیکی با استفاده از جعبه ها و خطوط OmniGraffle طراحی کنید.

ابن نرم افزار تمام ویژگی های عالی در نسخه استاندارد خود را داراست و همچنین یک ابزار قدرتمند برای ایجاد سند پیشرفته و گزینه های ویرایش به صورت حرفه ای است. اگر شما به دنبال یک نرم افزار حرفه ای می گردید ما به شما این نرم افزار را پیشنهاد می کنیم.

ویژگی های کلیدی:

  • سه حالت مختلف اندازه بوم: ثابت، انعطاف پذیر، و بی نهایت.
  • هنگام استفاده از حالت انعطاف پذیر گزینه Canvas Padding را به Inspect Canvas ارائه می دهد که میزان چسباندن اضافی بین اشیا و لبه بوم را کنترل می کند.
  • اتوماسیون متقابل پلت فرم و برنامه را از طریق جاوا اسکریپت فراهم می کند.
  • با ضربه زدن به یک URL اسکریپت می توانید گرافیک برنامه نویسی ایجاد کنید.
  • توانایی کپی اسکنر از پنجره Stencil را اضافه کرده است.
  • اضافه شدن محدودیت در حالت ارائه برای جلوگیری از خارج شدن محتوا از صفحه نمایش.
  • رفع اشکال نسخه های پشین و مشکلات آن.
  • دارا بودن فلوچارت.
  • دارا بودن نمودار های سازمانی شده و کاربردی.
  • در هنگام تغییر خط در گروه مانع از تغییر ویژگی خط می شود.

راهنمای نصب:

پس از دانلود کردن نرم افزار ابتدا ارتباط اینترنت خود را قطع کنید و سپس با استفاده از فایل Serial همراه آن نرم افزار را فعال کنید.

دانـــــلود عمومی

دانـــــلود کاربران مخابرات کرمانشاه


به گزارش مجله فیلم

مسلم رضایی کارگردان نمایش «روایتی از ۲۳ بار مردن» درباره اجرای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: این نمایش از ۱۱ مهرماه اجرای عمومی خود را در خانه نمایش اداره برنامه های تئاتر آغاز کرده است. «روایتی از ۲۳ بار مردن» کاری از گروه نمایشی «هی جار» است که اثری درباره جنگ به حساب می آید اما اتفاقات آن در فضای پساجنگ رخ می‌دهد و تلاش دارد به این مساله بپردازد که شهیدان زنده هستند و در کنار ما حضور دارند.

وی ادامه داد: در این نمایش خانواده‌ای به تصویر کشیده می‌شوند که ظاهر پدر خانواده ۳۰ سال است که شهید شده است اما همچنان در ذهن همسرش پری زنده است و پری همچنان با او مشورت می‌کند و ظاهر را در کنار خودش می‌بیند.

این کارگردان تئاتر یادآور شد: در این نمایش به مساله عشق و وفاداری که در بین زوج های دهه ۴۰ و ۵۰ وجود داشت، می‌پردازد و اینکه آنها با تمام مشکلات و اختلافاتی که داشتند، می توانستند با هم زندگی کنند و از ته دل کنار هم بمانند مساله‌ای که در دنیای امروز از بین رفته و زوج ها با کوچکترین اختلافی از هم جدا می‌شوند. تلاش من این بوده که در بستر زندگی یک خانواده شهید این مساله را به تصویر بکشم.

رضایی درباره فضاسازی نمایش توضیح داد: فضای نمایش سوررئال است و در آن اتفاقات رئالیسم جادویی نیز رقم می خورد. دکور نمایش به شکل دریچه دریچه‌هایی در دیوار شکل گرفته و پنجره ای در دیوار تعبیه شده است که رو به سیاهی باز می شود و هوایی از آن وارد فضای منزل نمی شود. این دریچه به مثابه ذهن زن داستان است؛ ذهنی که پشتش بسته است و چیزی از آن نمی‌فهمیم.

نمایش «۲۳ بار مردن» به نویسندگی احسان رحیمی و کارگردانی مسلم رضایی تا ۳۰ مهرماه ساعت ۱۸ در خانه نمایش اداره تئاتر روی صحنه است و بازیگران آن متین حسنی‌پور، فرهاد تفرشی، محمدرضا محمدپور و مسلم رضایی هستند. 

گروه نمایشی «هی جار» نمایش «روایتی از ۲۳ بار مردن» را از ۱۱ مهرماه در خانه نمایش اداره روی صحنه برده است. تیزر این اثر نمایشی نیز به تازگی منتشر شده است.

در خلاصه داستان نمایش آمده است: ظاهر سعی در روایت مردن های پی در پی خود می کند. پری همچنان در حال مخفی کردن اولین مردن همسر خود ظاهر است. مهدی خسته شده است از پنهان شدن پدر در ذهن مادر تا اینکه…

«روایتی از ۲۳ بار مردن» تا ۳۰ مهرماه ساعت ۱۸ در خانه نمایش اداره برنامه های تئاتر روی صحنه است.

Let’s block ads! (Why?)

منبع خبر

گرد آوری : http://www.filme.ir

«روایتی از ۲۳ بار مردن» پساجنگ است/ ۳۰ سال از زندگی یک شهید زنده


به گزارش مجله فیلم

روزنامه فرهیختگان – میلاد جلیل‌زاده، روزنامه‌نگار: یکی از ستاره‌های نسل قبل سینمای ایران است. نسلی که از هیچ‌کس تقلید نمی‌کرد و هنر بازیگری در ایران را چند پله بالاتر برد.

او روزگاری مرد هزارچهره سینمای ایران شناخته می‌شد اما امروز زمزمه‌هایی درباره تکراری شدن نقش‌ها و تیپ‌هایش شنیده می‌شود.

تکراری نشو آقای خاص

آیا پرستویی تکراری شده است؟

می‌گویند پرویز پرستویی تکراری شده و دیگر حتی زبان، بدن و حرکات چشم و ابروی او را تمام مردم ایران از حفظ هستند. امروز چنین نقدی درباره هنرپیشه‌ای مطرح می‌شود که حدود ۲۰ سال پیش اتفاقا به خاطر تکراری نبودن نقش‌های مختلفی که بازی می‌کرد، سر زبان‌ها افتاده بود اما آیا این پرویز پرستویی است که تکراری شده یا اینکه فیلم‌های سینمای ایران تنوع ندارند و طبیعتا باعث می‌شوند که هر بازیگری در آنها تکراری به نظر برسد؟

می‌شود این را به یاد آورد که در اواخر عمر مرحوم خسرو شکیبایی هم دقیقا همین نقد درباره او مطرح شده بود و گفته می‌شد که این هنرپیشه از یک جایی به بعد مرتب در حال تکرار خودش است. علیرضا خمسه که روزگاری یکی از ستاره‌های به‌شدت محبوب سینمای ایران در کارهای کمدی بود هم از نیمه دهه ۷۰ به این طرف مورد چنین نقدی قرار گرفت. این نقد را حتی در مورد اکبر عبدی که او هم یک کمدین مشهور به حساب می‌آمد بارها مطرح کرده‌اند؛ اما آیا مقصر تکراری شدن یک بازیگر خود اوست یا نداشتن تنوع در فیلم‌های سینمای ایران و اصرار فیلمسازان کم‌استعداد در تکرار کلیشه‌های جواب پس داده و موفق مقصر اصلی است؟

جواب این پرسش هرچه که باشد، نمی‌توان در آن تردیدی داشت که چنین هنرپیشه‌هایی حتی اگر تکراری هم شده باشند، از کسی به جز خودشان تقلید نکرده‌اند و نمی‌کنند و به علاوه، هنوز هم به‌رغم تمام نقدهایی که علیه آنها مطرح است، محبوبیت بالایی بین تماشاگران دارند. مردم هنوز عبدی و خمسه را دوست دارند، حتی اگر وقتی از در سالن سینما بیرون می‌آیند، گله داشته باشند که اینها همان عبدی و خمسه همیشگی بودند و هنوز هم گاهی وقتی پرستویی بغض می‌کند، خون مردم به جوش می‌آید؛ حتی اگر از تکراری شدن این فیگور و موقعیت ناراضی باشند.

تکراری نشو آقای خاص

باید گفت آنچه بعضی از فیلمسازان سینمای ایران تبدیل به کلیشه کرده‌اند، تنها تکنیک‌های بازیگری بازیگران نیست. آنها داستان‌ها و موقعیت‌های دراماتیک را هم کلیشه کرده‌اند و گرنه عادت به چهره، لحن، تن صدا، فیزیک و تمام داشته‌های دیگر یک هنرپیشه، او را تکراری نمی‌کند.

حتی ادامه‌دار بودن بعضی از فاکتورهای شخصیتی هر هنرپیشه در نقش‌های مختلف هم تا این حد نمی‌تواند او را تکراری کند که مردم از آن دل‌زده شوند.

اما در سینمایی که به محض موفق از آب درآمدن یک فیلم، موجی از تقلیدهای سطحی پشت سر آن ایجاد می‌شوند، عجیب نیست چیزهایی که از شخصیت دلشاد در فیلم «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» ۲۷سال تکرار شود تا اگر خود خمسه بازی‌شان نکند یا ٢٢ سال بعد از «آدم‌برفی» هنوز بخواهند که با زن‌پوشی مردان توجه مخاطب را جلب کنند، حتی اگر خود عبدی این نقش‌ها را بازی نکند و بعد از سال‌های سال، پرستویی در قالب کلی «مردان تهران قدیم» و «کهنه‌سربازی یکه و تنها» تکرار شود و اینکه خمسه هنوز هم نقش جیب‌برها یا آدم‌های رند را بازی کند، به تنهایی نمی‌تواند باعث تکراری شدن او بشود، مگر اینکه کاراکتر جیب‌بر، ۲۷ سال بدون به‌روزرسانی خلاقانه در سینمای ایران تکرار شود.

اینکه یک هنرپیشه در قالب آدم‌های دو شخصیتی یا کسانی که دورنمای اجتماعی دارند برود، به تنهایی باعث تکراری شدن او نمی‌شود مگر اینکه عباس خاکپور ۲۲سال بعد از «آدم‌برفی» همچنان زیر قلم فیلمنامه‌نویسان ایران به طرزی سطحی و دم‌دستی تکرار شود.

نه جذابیت کهنه سربازها هیچ‌گاه برای سینما از بین خواهد رفت، نه لمپن‌های قدیمی؛ مگر اینکه به محض موفقیت فیلم‌هایی مثل «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی»، «مارمولک» و… تعداد زیادی تقلید سطحی از هر کدام از مولفه‌های جذاب این فیلم‌ها صورت بگیرد.

حاج‌کاظم؛ بچه‌محل قیصر

پرویز پرستویی اصالتا آذری است اما در یکی از روستاهای استان همدان به دنیا آمده و در محله خزانه تهران بزرگ شده است. محل تولد، زیست و پرورش این هنرپیشه در کیفیت نقش‌هایی که او بازی کرده به وضوح موثر بوده‌اند.

پرویز پرستویی برادری به‌نام بهروز داشت که در سال ۶۵ در منطقه جنگی شلمچه شهید شد. بهروز دلش می‌خواست که بعد از جنگ گواهینامه پایه‌یک بگیرد و راننده ترانزیت بشود و حالا می‌شود دید که نه‌تنها سیمای یک رزمنده خاکی و بامرام از برادر پرویز پرستویی به نقش‌های او سرایت کرده، بلکه حتی بارها مخاطبان این هنرپیشه تصویر او را پشت رل کامیون دیده‌اند.

بزرگ شدن در یکی از محلات جنوب شهر تهران و جمع کردن روغن سوخته تعمیرگاه‌ها از جوی‌های فاضلاب محله برای فروش به کارخانه‌های بازیافت در سن کودکی، پرویز پرستویی را در فضایی متفاوت نسبت به خیلی از هنرپیشه‌های امروز سینمای ایران پرورش داد.

تکراری نشو آقای خاص

اصولا در نسلی از بازیگران که پرستویی متعلق به آنهاست، چنین خاستگاه‌هایی برای کشف و پرورش بازیگران بیشتر به چشم می‌خورد؛ اما سینمای ایران که از دهه ۷۰ به بعد کم‌‌کم به سمت فضاهای محفلی رفت و نسبت فامیلی بازیگران تازه‌وارد با عوامل دیگر سینما در آن بیشتر دیده شد؛ دیگر امثال پرستویی را هم کمتر به خودش دید.

پرویز پرستویی در جوانی منشی دادگستری هم بود و حضور در چنین جایگاهی باعث به‌وجود آمدن تجربه اجتماعی زیادی برایش شد. بیوک میرزایی تعریف می‌کند یک بار برای احوال‌پرسی از پرستویی به سراغ او در دادگستری رفته و در همانجا تحت تاثیر تظلم‌خواهی یکی از مراجعان زن قرار گرفته است. اما پرویز به او گفته که گول نخور، این خانم دروغ می‌گوید؛ و چند دقیقه بعد که این مراجعه‌کننده، با پرداخت رشوه قصد داشت کارش را راه بیندازد، خود میرزایی هم فهمید که نظر پرستویی درست بوده است.

تجربه چنین شغلی برای یک هنرپیشه می‌تواند خیلی مفید باشد. رسیدن به این درجه از آدم‌شناسی در بازی‌های پرستویی به‌شدت نمود داشت و موثر بود. این توانایی تشخیص تفاوت کسانی که در دنیای واقعی فیلم بازی می‌کنند از کسانی که حتی اگر بلد نیستند حرف‌شان را درست بزنند ولی حق با آنهاست به پرستویی و انتخاب نقش‌هایش خیلی کمک کرد.

اولین بازی چشمگیر پرویز پرستویی «لیلی با من است» بود که در آن شخصی به نام صادق مشکینی، به‌رغم ترس از خط‌مقدم جبهه، وانمود می‌کند که یک رزمنده سلحشور و بی‌باک است. به عبارتی صادق مشکینی برای اطرافیانش فیلم بازی می‌کند و این شخصیت را خود پرستویی در دادگستری به خوبی شناخته بود.

در «آژانس شیشه‌ای» هم حاج کاظم به‌رغم اینکه حق با اوست، در عمل رفتاری انجام داده که او را در مظان یک‌سری اتهامات قرار می‌دهد. این موقعیت دقیقا برخلاف «لیلی با من است» به‌حساب می‌آید و سکوت یک انسان محکوم شده که در حقیقت حرف بجایی می‌زند، فقط از رهگذر شناخت چنین آدم‌هایی در دنیای واقعی تا این حد می‌تواند ظریف از آب دربیاید.

پرستویی در «مارمولک» هم از تجربیات زیسته‌اش به‌شدت بهره‌مند شد و لحظات نابی را خلق کرد. او در جوانی نوحه می‌خواند و با فضاهای مذهبی آشنا بود، از طرفی این هنرپیشه در جنوبی‌ترین محلات تهران بزرگ شده است و با فضای ذهنی و اجتماعی جاهل‌ها آشنا بود. او به واسطه همین تجربه‌های عینی به خوبی توانست قرار گرفتن یک شخصیت در دو نمای متفاوت و به‌شدت متضاد را به بهترین شکل ممکن با هم جمع ببندد.

به عبارتی یکی از اصلی‌ترین تخصص‌های پرستویی در بازیگری، ایفای نقش آدم‌هایی است که به اصطلاح فیلم بازی می‌کنند و این نوع کاراکترها از بهترین کمدی‌های او مثل «لیلی با من است» گرفته تا سطح‌پایین‌ترین کارهایش مثل «لس‌آنجلس- تهران» بارها تکرار شده است.

تکراری نشو آقای خاص

نکته قابل توجه دیگری که در کار پرستویی وجود دارد در کنار ایفای نقش آدم‌هایی که فیلم بازی می‌کنند، ایفای نقش کسانی است که برعکس، صداقت متهورانه‌ای دارند. از حاج کاظم در «آژانس شیشه‌ای» که بهترین نمونه این نوع کاراکترهای پرستویی است تا فرمانده «سیزده۵۹» که سطحی‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین نسخه آنهاست، چنین شخصیت‌هایی را هم بارها می‌شود در کارنامه پرویز پرستویی دید.

بازیگری که ریزه‌کاری‌های مربوط به چنین نقش‌هایی را تاکنون در زندگی روزمره طبیعی‌اش ندیده و تجربه نکرده باشد برای ایفای چنین نقش‌هایی ناچار خواهد شد که از حرکات اور اکت (over Act) و بیرون‌زده استفاده کند اما چنان که خودش از دل چنین شرایط پیچیده و متناقض‌نمایی بیرون آمده، با یک بازی حسی، از پس این نقش‌ها به خوبی بر‌می‌آید. برای همین است که بسیاری های‌های گریه می‌کنند، اما بغض پرستویی بیشتر روی مردم تاثیر می‌گذارد.

قواره‌شناس نقش‌های سینمایی

پرستویی با «دیار عاشقان» وارد سینما شد؛ یعنی اولین فیلم دفاع مقدسی سینمای ایران. البته پیش از آن هم چندین و چند مورد فیلم جنگی در سینمای ایران تولید شده بود، اما آنچه مفهوم آن امروز برای ما با عنوان دفاع‌مقدس شناخته می‌شود، اولین بار در این فیلم نمود پیدا کرد.

تکراری نشو آقای خاص

البته سابقه پرستویی در تئاتر به پیش از اینها بر می‌گردد. او برای اولین بار در سال ۱۳۵۶ با تله‌تئاتر «میلاد» جلوی دوربین آمد، اما خودش سابقه ورود به کار هنری را به ۱۴ سالگی‌اش مرتبط می‌داند.

«اولین استادی که در بخش فن بیان شاگرد ایشان بودم زنده‌یاد مهدی فتحی بود که به منطقه نازی‌آباد می‌آمد و تدریس می‌کرد. وقتی ۱۴ ساله بودم، با مینی‌بوس ما را از پایین شهر به دانشکده‌ هنرهای زیبا می‌آوردند تا نمایش «در اعماق» نوشته ماکسیم گورکی را تماشا کنیم. آقای مهدی فتحی نقش ساتین را بازی می‌کرد. شخصیتی دائم‌الخمر و من با خود می‌گفتم این غیر ممکن است که شخصی بتواند این نقش را این چنین باورپذیر ایفا کند.»

پرستویی در مورد منطقه‌ای که از آن برای تماشای تئاتر به دانشکده‌ هنرهای زیبا می‌آمده، می‌گوید: « منطقه‌ای که زیستگاه من بوده و در آن نفس کشیده‌ام، محله‌ای بود که شاید اگر یک عکس یادگاری با بچه محل‌ها داشته باشیم، همه وحشت می‌کنند که شما چگونه قسر در رفتید؟!»

اما مهدی فتحی در بین همین بچه‌ها به دنبال آدم‌های با استعداد در زمینه هنر می‌گشت که یکی از آنها همین پرویز پرستویی به حساب می‌آید؛ «ایشان در وزارت نیرو کار می‌کردند و ظهرها پس از پایان کار به پارک شهر می‌رفتند و با همان لباس می‌نشستند. فضای پارک شهر به‌گونه‌ای بود که هر قسمتی مکان و پاتوق اشخاص و قشرهای خاصی بود. به‌عنوان مثال قسمتی بازنشسته‌ها و بخشی دیگر قاچاق فروش‌ها و قسمتی محصل‌ها و… و آقای فتحی کنار این قشرها می‌نشست.»

بالاخره این جوان با استعداد جنوب شهری پس از انقلاب وارد سینما شد و در دهه ۶۰، پنج فیلم سینمایی و دو سریال تلویزیونی بازی کرد. اما دهه ۷۰، دهه اوج گرفتن پرستویی بود. غیر از سریال «امام علی» و فیلم «آدم‌برفی» که نقش پرستویی در آنها چندان دیده نشد، او در اوایل این دهه «لیلی با من است» را بازی کرد و در نیمه‌های آن جلوی دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا رفت تا حاج کاظم «آژانس شیشه‌ای» خلق شود.

چند کمدی خلاقانه و پر از نوآوری که محمدرضا هنرمند آنها را به سبک کمدی‌های نئورئالیستی ایتالیا ساخته بود، از دیگر آثاری بودند که باعث شهرت و محبوبیت بیش از پیش پرستویی در دوران پس از دهه ۷۰ شدند.

«مرد عوضی»، «مومیایی ۳» و «عزیزم من کوک نیستم» را می‌توان به‌عنوان نمونه‌هایی از آثار موفق پرستویی در زمینه کمدی مورد اشاره قرار داد. پرستویی در سال ۷۶ که «آژانس شیشه‌ای» را بازی می‌کرد، برای داریوش فرهنگ در فیلم «روانی» هم به ایفای نقش پرداخت و برای چندمین بار در کنار خسرو شکیبایی قرار گرفت.

اما اواخر آن دهه بود که «مارمولک» به‌عنوان یک جمع‌بندی باکیفیت از اکثر مولفه‌های کیفی بازیگری در کار پرستویی، مدتی روی پرده رفت و با حواشی زیادی از پرده پایین آمد که همین باعث بیشتر دیده شدنش در منازل مردم شد.

پرستویی خودش درباره مارمولک می‌گوید: «شاید این کار تنها فیلمنامه‌ای بود که قبل از صحبت با کارگردان و نویسنده، اول با بازیگرش مشورت شد. به من گفتند که ایده‌ای دارند مبنی‌بر اینکه یک دزد، روحانی می‌شود. بعد پرسیدند این نقش را بازی می‌کنی تا به نویسندگان سفارش نوشتنش را بدهیم؛ که گفتم بله.»

تکراری نشو آقای خاص

او راجع‌به تاثیرگذاری خودش روی این نقش می‌گوید: «به یاد دارم اولین باری که قرار شد سناریوی «مارمولک» خوانده شود آقای قاسم‌خانی گفت که می‌شود از آقای پرستویی خواهش کنیم، متن را با لحن و شیوه صحبت یک روحانی بخوانند؟

من جواب منفی دادم و گفتم نقش روحانی که در سناریوی شما نوشته شده است من را به یاد بازی‌های سطح پایین و نشان دادن روحانیت به شکلی هجوآلود می‌اندازد. دزدی هم که شما نوشتید بی‌تعارف باید گفت که تا به حال از محله‌ جردن به پایین نیامده است! منتهی دزدی که من در ذهن دارم، داوود عزیز گاوکش، عباس مورچه‌خور و اکبر محصل و… است.»

دلی سربلند و سری سر به زیر

توفانی که پرستویی در دهه ۷۰ به راه انداخت، در دهه ۸۰ همچنان شاخه‌ها را می‌جنباند. او در سال ١٣٨٢ «کافه ترانزیت» را برای کامپوزیا پرتوی بازی کرد که بهترین فیلم این فیلمساز تا به حال بوده؛ اما «کافه ترانزیت» یک اثر زن‌محور بود و غیر از پرستویی هر هنرپیشه دیگری هم می‌توانست آن نقش را ایفا کند.

تکراری نشو آقای خاص

در سال ۸۳ «بید مجنون» ساخته شد و پرستویی با مجید مجیدی همکاری کرد. این خبر در ابتدا خیلی از علاقه‌مندان به سینما را ذوق‌زده کرد اما نتیجه کار چنان که انتظار می‌رفت از آب درنیامد.

بعد نوبت «به نام پدر» بود که نوع غلوشده‌ای از شخصیت حاج کاظم در آن تکرار می‌شد. پرستویی برای این فیلم بار دیگر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را گرفت اما انتقادهای زیادی را هم به دلیل تکرار بیش از اندازه مولفه‌های حسی‌اش برانگیخت.

بعد نوبت به دو فیلم از مازیار میری به نام‌های «پاداش سکوت» و «کتاب قانون» رسید که در دو سال پیاپی ساخته شدند.

«پاداش سکوت» تکرار جنبه‌های دیگری از کلیشه حاج کاظم بود و «کتاب قانون» ترکیبی از این شخصیت با صادق مشکینی در «لیلی با من است».

تکراری نشو آقای خاص

بزرگ‌ترین آفت ستاره شدن کم‌کم داشت دامن‌گیر پرستویی می‌شد؛ آن دسته از فیلمسازان ایرانی که به جای خلاقیت در پرورش یک شخصیت داستانی و سپس پیدا کردن هنرپیشه‌ای که این شخصیت را جان ببخشد، دنبال نمونه‌های حاضر و آماده می‌رفتند و سعی می‌کردند از محبوبیت آنها استفاده کنند، حالا پرستویی را هم یکی از آن نمونه‌های حاضر و آماده می‌دیدند.

سال ٨٧ عبدالرضا کاهانی فیلم «بیست» را ساخت و پرستویی در آن، نقش آقای سلیمانی را بازی کرد. پرستویی که سال ۵٩ با علیرضا خمسه در تئاتر «آتش‌افروزان» (نوشته ماکس فریش، به کارگردانی مهدی میامی) همبازی بود بعد از حدود ۳۰ سال بالاخره برای اولین بار با این ستاره سال‌های دور سینمای کمدی جلوی دوربین همبازی شد.

خمسه برای این فیلم سیمرغ بلورین جشنواره فجر را به خانه برد و فیلم «بیست» را خیلی‌ها پسندیدند اما این فیلم لزوما پرویز پرستویی را لازم نداشت و باز هم چیزی به این هنرپیشه اضافه نکرد. البته فیلم‌هایی مثل «کافه ترانزیت» یا «بیست» که می‌توانست با هنرپیشه‌ای غیر از پرستویی هم به همین کیفیت ساخته شود جزء کارهای معمولی کارنامه این بازیگر حساب می‌شدند و پرستویی نباید در هر فیلم همه چیز را از اول خلق کند اما او در دهه ۸۰ به اندازه دهه ۷۰ درخشش‌های بی‌نظیر و چشمگیری نداشت، هرچند که کارنامه‌اش نسبت به دهه ۹۰ پربارتر بود.

پرستویی در همین دهه پیشنهاد ۲۰۰ میلیون تومانی برای بازی در «اخراجی‌ها»ی مسعود ده‌نمکی را رد کرد و حتی در اظهارنظری گفت که جای چماق این آدم هنوز روی سر جوانان ما درد می‌کند.

شاید دلیل این برخورد پرستویی ماجرایی باشد که برای فیلم «آدم‌برفی» پدید آمد و مسعود ده‌نمکی هم در آن نقش داشت؛ یعنی همان حمله به سالن سینما و جلوگیری از نمایش «آدم برفی»… اما به هر حال وقتی دهه ۸۰ تمام می‌شد، اگر در چهار گوشه ایران از یک پیرزن یا پیرمرد ۹۰ ساله هم درباره پرویز پرستویی پرسیده می‌شد، او قطعا این هنرپیشه را می‌شناخت.

ریزعلی خواجوی یا همان دهقان فداکار در اواخر این دهه مصاحبه‌ای داشت که چنین چیزی را ثابت می‌کرد. او گفت چون زبان فارسی بلد نیست، به سینما نمی‌رود اما «آژانس شیشه‌ای» را در تلویزیون دیده بود و با اینکه به دلیل تسلط نداشتن به فارسی، فکر می‌کرد ماجرای آن در هتل می‌گذرد، از بازی پرستویی خوشش آمده بود و حس می‌کرد دلیرانه بوده است.

مقایسه ستاره‌های نسل قبل، ازجمله پرستویی، شکیبایی، خمسه و عبدی یا حتی چهره‌های تلویزیونی آن دوره مثل مهران مدیری، با ستاره‌های امروز، خیلی خوب مشخص می‌کند که سینمای ایران چقدر از توده مردم فاصله گرفته و در یک فضای اجتماعی خاص محدود شده است.

امروز به جرأت می‌شود گفت ۹۰درصد از مردم ایران هنرپیشه‌هایی مثل نوید محمدزاده یا نازنین بیاتی را خوب نمی‌شناسند و این نشان می‌دهد که حتی دوپینگ جوایز فستیوال‌ها هم نمی‌تواند هیچ هنرپیشه‌ای را به معنای واقعی کلمه ستاره کند.

پرستویی در همان دهه ۸۰ سریال «آشپزباشی» را هم برای محمدرضا هنرمند بازی کرد که برخلاف «زیر تیغ» چندان موفق از آب درنیامد و در «سیزده۵۹» نقشی را بازی کرد که بعدا برای آن از مردم معذرت خواست. اما پرستویی در دهه۹۰ بازی‌هایی داشت که اگر قرار بود یک هنرپیشه برای حضورش در فیلم‌های ضعیف از مردم عذرخواهی کند، در مقایسه با «سیزده۵٩» به مراتب برای این عذرخواهی سزاوارتر بودند.

این پرده آخر است؟

«من و زیبا» فریدون حسن‌پور، «میهمان داریم» محمدمهدی عسگرپور، «امروز» رضا میرکریمی، «بوفالو»ی کاوه سجادی‌حسینی و «دو»ی سهیلا گلستانی؛ فیلم‌های داستانی پرستویی در دهه۹۰ هستند. پرستویی در «من و زیبا» و «میهمان داریم» نقش یک پیرمرد سالخورده را بازی کرد، نقشی که هنوز برای او زود بود و در باقی فیلم‌ها دچار فضای یخ‌زده سینمای روشنفکری شد، فضایی که اگر مناسب حضور هر بازیگری باشد، مناسب او نیست.

او در این سال‌ها چند حاشیه هم داشت که از خداحافظی با سینما تا درگیری رسانه‌ای با تهیه‌کننده «آژانس شیشه‌ای» جزء آنها بودند.

تکراری نشو آقای خاص

پرستویی در تیرماه سال ۹۱ گفت که دیگر قصد ندارد در فیلمی بازی کند و به یک روستا می‌رود تا استراحتی کرده باشد. او دلیل این کناره‌گیری را فیلم‌هایی عنوان می‌کرد که آن روزها بدنه غالب سینمای ایران را تشکیل می‌دادند و هیچ کدام‌شان ارزش حضور یک هنرپیشه جدی را نداشتند.

منظور پرستویی از سینمایی که هیچ فیلم خوبی برای بازی کردن در آن وجود نداشت، موج کمدی‌های سخیف و کم‌مایه‌ای بود که مدتی مثل لشکر ملخ‌ها به مزرعه فرهنگ ایرانی هجوم آورده بودند، اما فواره هرچقدر هم که سربالا برود، آخر سر باز خواهد گشت.

این فیلم‌ها غالب فیلم‌های سینمای ایران را تشکیل می‌دادند. کم‌کم رونق آن کمدی‌های سخیف کمرنگ شد اما در یک موج واکنشی جدید، سینمای روشنفکری، کسر قابل توجهی از تولیدات سینمایی ایران را به خودش اختصاص داد و پرستویی دوباره برگشت، در حالی که در این سینمای روشنفکری هم جای او نبود. او در فیلم «طبقه حساس» کمال تبریزی بازی نکرد و اگر هم می‌کرد، تجربه «مارمولک» تکرار نمی‌شد.

«پاداش» هم فیلم دیگری بود که پرستویی می‌گفت قرار بوده برای کمال تبریزی بازی کند اما به دلیل اختلافش با تهیه‌کننده(که همان تهیه‌کننده آژانس شیشه‌ای بود) تصمیم به نبودن در این پروژه گرفت.

آخرین سال‌های فعالیت پرستویی در برزخی میان کلیشه نقش‌های قبلی‌اش و نقش‌های جدیدی گذشت که هیچ ربطی به جنس بازی او و هاله‌ای که از این هنرپیشه در ذهن هواداران شکل گرفته بود، نداشتند تا اینکه حاتمی‌کیا تصمیم گرفت «بادیگارد» را بسازد.

سال‌ها بود که مخاطبان سینما درباره سرنوشت حاج‌کاظم از ابراهیم حاتمی‌کیا سوال می‌کردند. مردم می‌پرسیدند که حاج کاظم امروز کجاست و چه می‌کند و رضا میرکریمی با ساختن فیلم «امروز» سعی کرد به سبک خودش این پرسش را پاسخ بدهد. اما حاتمی‌کیا چنین تفسیری را قبول نداشت و برای همین دست به کار ساختن فیلمی شد که سرنوشت قهرمان سرگردانش را مشخص کند.

در نمای اول فیلم «بادیگارد»، حیدر ذبیحی که همان حاج کاظم به حساب می‌آید، در مطب یک چشم‌پزشک نشسته است و در چشم‌هایش نور انداخته شده، او می‌پرسد؛ «دکتر من کی می‌تونم بخوابم؟» و صدایی خارج از آن که متعلق به خود حاتمی‌کیاست می‌گوید «می‌خوابی.» به عبارتی خالق این شخصیت‌ حالا به او می‌گفت که قصد دارم دیگر تو را راحت کنم و حیدر ذبیحی در پایان این فیلم کشته شد و به امتداد نوری پیوست که از انتهای تونل می‌تابید… حاج کاظم تمام شد و این یک تراژدی بزرگ برای نسلی از علاقه‌مندان سینما در ایران بود که همراه با او شیشه‌های یک آژانس هواپیمایی را شکستند و در اعتراض به ظلمی که عناوین قانون‌مدارانه داشت، به سقف شلیک کردند.

خود پرستویی می‌گفت موقع بازی در فیلم «آژانس شیشه‌ای»، وقتی دیالوگ‌های حاج کاظم را می‌گفت، بازیگران نقش گروگان‌های آژانس گریه می‌کردند و حالا انگار بعد از ۱۸ سال بالاخره این قطره اشک، از چشم‌هایشان به زمین افتاد. پرستویی برای «بادیگارد» سیمرغ بلورین گرفت، آن هم در جشنواره‌ای که وزارت ارشاد وقت، آشکارا بنا به دلایلی سیاسی، خود حاتمی‌کیا را به‌طور کلی نادیده گرفت.

تکراری نشو آقای خاص

همین موضوع بین پرستویی و بهروز افخمی که آن روزها برنامه سینمایی «هفت» را در تلویزیون اجرا می‌کرد، دعوای شدیدی به راه انداخت که کار را به نوشتن یادداشت‌هایی توسط هر کدام از آنها در رسانه‌ها کشاند. بعد از «بادیگارد» نوبت به «قاتل اهلی» اثر مسعود کیمیایی رسید. پرستویی که اولین حضورش مقابل دوربین را با تله‌تئاتر «میلاد» به کارگردانی بهرام بیضایی تجربه کرده بود، بعدها هیچ وقت فرصت حضور در آثار سینمایی این کارگردان را پیدا نکرد.

او هیچ وقت نتوانست با داریوش مهرجویی همکاری کند و فرصت همکاری با ناصر تقوایی هم اگر چه مدت‌ها به همراه اکبر عبدی تلاش کرد که این فیلمساز مجددا فیلم بسازد، برایش فراهم نشد اما در دهه ۹۰ بالاخره این موقعیت فراهم شد که پرویز پرستویی، همان هنرپیشه‌ای که روزگاری مرد هزارچهره سینمای ایران خوانده می‌شد، با مسعود کیمیایی همکاری کند. اما این اتفاق آنقدر دیر افتاد که دیگر نمک خودش را از دست داده بود.

وقتی در سال ۱۳۷۶ «آژانس شیشه‌ای» برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و چرت سینمای ایران را پاره کرد، هوشنگ گلمکانی، منتقد سینما و سردبیر ماهنامه «فیلم»، در مصاحبه‌ای حاج کاظم را قیصر جدید سینمای ایران لقب داد و این چیزی بود که لااقل ۱۸ سال در ذهن خیلی‌های دیگر هم می‌گذشت. حالا بازیگری که در نیمه دهه ۷۰ قیصر جدید را بازی کرده بود، مقابل دوربین کارگردانی می‌رفت که سال‌ها قبل اولین قیصر را ساخته بود.

اما نه کیمیایی همان کیمیایی سال‌های دور بود و نه جلال سروش هیچ ربطی به قیصر داشت و روی همین حساب «قاتل اهلی» هم چشم کسی را نگرفت. پرستویی مدتی بعد از «قاتل اهلی» در هیچ فیلمی بازی نکرد تا اینکه با «لس‌آنجلس تهران» به پرده‌های سینما برگشت. این اولین کمدی او پس از سال‌ها دوری از سینمای کمدی بود و کمی شبیه «کتاب قانون» مازیار میری به نظر می‌رسید که در آن پرستویی با چندین و چند گریم متفاوت و در قالب تیپ‌های مختلف ظاهر شده بود.

بهروز ژیان در «لس‌آنجلس تهران» کسی است که یک عمر مجبور شده فیلم بازی کند و حالا می‌خواهد از این وضع خلاص شود. او در حقیقت به‌رغم تمامی نماهای مختلفی که از خودش نشان می‌دهد، صداقت عجیبی هم دارد. «لس‌آنجلس تهران» در حقیقت دست‌چینی از تمام فاکتورهای جواب‌پس‌داده پرستویی در فیلم‌هایی به حساب می‌آمد که او در روزهای اوجش بازی کرده بود. حالا شاید بهتر است بگوییم سینمای ایران دیگر کشش حضور ستاره‌هایی از نسل پرویز پرستویی را ندارد.

مردم در این روزگار نو و در غیبت آثار شاخص هنری، به‌شدت اهل نوستالژی شده‌اند. پخش سریال‌های تکراری و قدیمی از تلویزیون و خاطره‌بازی با فیلم‌های قدیمی سینما بخش‌هایی از نمود چنین وضعی هستند و پرویز پرستویی یکی از گیراترین خاطره‌هایی است که مردم ایران با دوران نه‌چندان دور گذشته دارند.

تکراری نشو آقای خاص

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir


عروسک های آنتورپ

 

فیلم عروسک های آنتورپ The Antwerp Dolls 2015 یک فیلم اکشن جنایی و هیجان انگیز انگلیسی محصول سال ۲۰۱۵ نوشته و کارگردانی شده توسط جیک ال. رید است. ستارگانی چون جیسون وینگ، بروس پین، شان کرونین، سباستین فوکان، جرمین کورتیس لیبرد، کورتنی وینستون و سیمون پنگلی در این فیلم ایفای نقش می کنند.

در فیلم عروسک های آنتورپ The Antwerp Dolls 2015 تاجر بی رحم تامی کالهن به دو نفر از مورد اعتمادترین پیک های خود دستور می دهد تا یک بسته قفل شده را دریافت کنند – او امیدوار است محتویات آن با یک نیروی جدید مافیایی مرموز از بلژیک یک اتحاد قدرتمند ایجاد کند. محموله از طرف protégé های سابق و خشمگین کالهن که به دنبال انتقام از رئیس فاسد خود هستند ضبط می شود. وقتی که افراد کالهن در جواب برنامه بازی خود را تغییر می دهند، گرداب مخرب خشونت و خرید و فروش دو چندان می شود که کالهن را در یک مسابقه مرگبار علیه زمان رها می سازد – او مجبور می شود از هر راهی برای نجات امپراتوری رو به زوال خود استفاده کند …

اگر از علاقه مندان این سبک فیلم های اکشن هستید به شما پیشنهاد می کنیم این فیلم زیبا و مهیج را از سایت نامیا دانلود به راحتی دریافت نمایید.

انتشار اولیه: ۲۰۱۵
کارگردان: جیک ال. رید
فیلمنامه: جیک ال. رید
موسیقی ساخته شده توسط: جاش وینتر
تولید کنندگان: جیک ال. رید، جاش لوئلن

دانـــــلود عمومی

دانـــــلود کاربران مخابرات کرمانشاه

دانلود فیلم مسلخ با لینک مستقیم

دانلود رایگان فیلم ایرانی مسلخ با کیفیت عالی

دانلود فیلم مسلخ

دانلود فیلم مسلخ

ژانر : اجتماعی

محصول : ۱۳۹۷

کیفیت : BluRay 1080p

کارگردان : اصغر نعیمی

بازیگران : پرستو صالحی,نرگس محمدی,نیما شاهرخ شاهی,شیوا طاهری, امیرحسین داودی, ایمان نیک نفس, لیلا عزیزی, مینا دلشاد

خلاصه داستان فیلم سینمایی مسلخ : مسلخ، داستانی را به تصویر می کشد که آوا قبل از ازدواج شرطی را برای آرش می گذارد و او نیز قبول می کند… اما چرخ روزگار طبق نظر این زوج نمی چرخد و حالا آرش باید بین کارش و آوا یکی را انتخاب کند….این فیلم را با کیفیت عالی از دانلود روز دریافت کنید.


پخش دوشنبه ۲۳ مهر ۹۷

 

توجه مهم:   *با خرید یک کیفیت تمام کیفیت های دیگر در همان قسمت برای شما آزاد خواهد شد. دانلود با اینترنت رایگان*

 

_______________________________________________________

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت ۱۰۸۰p HQ 4k  ( قیمت : ۴۰۰۰ تومان )

دانلود با لینک مستقیم

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت ۱۰۸۰p  ( قیمت : ۴۰۰۰ تومان )

دانلود با لینک مستقیم

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت ۷۲۰p  ( قیمت : ۴۰۰۰ تومان )

دانلود با لینک مستقیم

دانلود فیلم مسلخ با کیفیت ۴۸۰p  ( قیمت : ۴۰۰۰ تومان )

دانلود با لینک مستقیم


جدیدترین اخبار فیلم مسلخ

  • تهیه کننده فیلم مسلخ اصغر نعیمی می باشد.
  • نویسندگان فیلم مسلخ اصغر نعیمی و مانا بهرامی می باشند.
  • از جمله فیلم های مجروح جنگی، شغال، منفی هجده و … و فیلم مسلخ آخرین ساخته اصغر نصیری است که در آن ستایش یا همون نرگس محمدی و نیما شاهرخ شاهی و پرستو صالحی ایفای نقش کرده اند.

تصاویر پشت صحنه فیلم مسلخ

دانلود فیلم مسلخ
دانلود فیلم مسلخ
دانلود فیلم مسلخ


لطفا برای پخش هرچه بهتر فایل های مالتی مدیا پلیر خود را آپدیت کنید! تنها پلیر مورد تایید وبسایت آپ تی وی، KMPlayer 4.1.4.7 به بالا می باشد. .

برای دانلود فیلم ها با گوشی اندروید تنها برنامه مورد تایید وبسایت آپ تی وی، Advanced Download Manager Pro v5.1.2  می باشد. .

صفحه 11 از 2,568
»... قبلی 78910111213141516 بعدی 203040...«