هوش مصنوعی و محدودیتهای ساخت شاهکار سینمایی

هوش مصنوعی در حال تجاوز به حوزههای مختلف حرفهای میباشد. توییتر، آتشبیار تحولات جاری است که به طور مداوم در خلق و جلب توجه به خود، از هوش مصنوعی بهره میبرد. افراد بسیاری از این پیشرفتها بهرهمند شده و از این ترکیب پایداری خودکارسازی و افزایش وسایل امرار معاش دیگران لذت میبرند و ذهن آرامی
هوش مصنوعی در حال تجاوز به حوزههای مختلف حرفهای میباشد. توییتر، آتشبیار تحولات جاری است که به طور مداوم در خلق و جلب توجه به خود، از هوش مصنوعی بهره میبرد. افراد بسیاری از این پیشرفتها بهرهمند شده و از این ترکیب پایداری خودکارسازی و افزایش وسایل امرار معاش دیگران لذت میبرند و ذهن آرامی به دست میآورند.
با این حال، باید راست باشیم و درک کنیم که هوش مصنوعی به احتمال زیاد بسیاری از حوزههای شغلی را به مرور زمان تحت تأثیر قرار خواهد داد. این پیشرفتها به صورتی که اکنون صندوقداران سوپرمارکت را جایگزین کردهاند، به چشم میآید و در آیندهای نزدیک ممکن است هوش مصنوعی به خانههای ما نیز وارد شود و در زندگی روزمرهی ما نقش بیشتری ایفا کند.
اما تا آن زمان، مسئله این است که آیا میتوانیم از وانمودکردن که در حوزه فیلمسازی هم میتوانیم شانسی برای موفقیت داشته باشیم، دست برداریم یا خیر؟ این سوال اهمیت دارد، زیرا این ترفندها ممکن است موجب ایجاد تعادلی در جهت جذب توجه و موفقیت شغلی شوند. از طرفی، زمانی که هوش مصنوعی به سطحهای جدیدی از توانمندی و خلاقیت دست پیدا کند، تحولات بیشتری در صنعتها به وجود خواهد آمد و این امکان پیش میآید که نیاز به وانمودکردن کاهش یابد.
در نهایت، تداوم پذیرش تکنولوژی و تلاش برای بهرهگیری بهینه از توانمندیهای هوش مصنوعی، همواره بهترین راه برای مواکبه با تغییرات است.
بدون شک، کامپیوترها توانمند به خلق چشماندازهای بصری شگفتانگیز هستند. فقط کافی است به هزارتوهای خارقالعادهای فکر کنید که سالها پیش در اوایل دههی ۲۰۰۰ در محافظ صفحهنمایش سیستم عامل ویندوز مشاهده میکردیم. اما ایجاد یک اثر سینمایی نیاز به بسیاری از عوامل دیگر دارد، و تنها به زیباییشناخت سطحی اثر فکر کردن احمقانه است. حتی زمانی که به خلقی همچون محافظهای صفحهنمایش خیره میشویم، این تجربه تنها به عنوان یک انگیزه برای چشمان ما عمل میکند و هیچ چیز در پشت پردهاش به جز لرزش ناشناخته از صفر و یکها ندارد.
به همین حال، انکار پیشرفتهای موجود در این زمینه احمقانه است، به خصوص با توجه به رشد توسعه کامپیوترها و هوش مصنوعی از زمان ظهور هزارهی جدید. این تکنولوژیها قادرند حجم زیادی از اطلاعات را در خود جای دهند، که این امکان را فراهم میکند تا چشماندازها و مدلهای به شکوهی را ایجاد کنند. این اقدامات باعث شده که فیلمسازانی چون جو روسو، که کارگردان «انتقامجویان» مارول است، پیشبینی کنند که در دو سال آینده، هوش مصنوعی قادر به ایجاد فیلمهایی با توان رقابت با آثار سینمایی دیگر خواهد بود.
این تفکرات معاصر باعث شده است که برخی از افراد باور کنند سینما ناچیز شده است و فکر کنند که فیلمنامهنویسان، تدوینگران، متخصصان نورپردازی و طراحان صحنه باید چمدان خود را ببندند و به دنبال کار جدید بروند. محصولات بیشماری مبتنی بر هوش مصنوعی این تناقض را پیش گرفتهاند، با افرادی که نرمافزارها را وادار به نوشتن تعداد زیادی از سناریوهای سینمایی استثنایی میکنند. حتی یک کاربر اینترنتی حتی تریلری از «جنگ ستارگان» را منتشر کرده است، حتی اگر وس اندرسون کارگردانی میکرد.
اگر تنها به لایهی سطحی تمرکز کنیم، هوش مصنوعی به خوبی میتواند از نمادگرایی فیلمی در سبک وس اندرسون، مانند «قلمروی طلوع ماه» محصول ۲۰۱۲، بهرهمند شود و ویژگیهای برجستهاش را آشکارا نمایان کند، از جمله تصویربرداری متقارن، رنگهای پاستلی، شوخطبعی دیوانهوار، و حتی یک راوی با صدایی شبیه به باب بالابان. اما هنوز هم، هر دانشجوی سینما که نیمه اول یا دوم یک فیلم از وس اندرسون را تماشا کرده باشد، ممکن است این ویژگیها را تشخیص دهد، اما برای درک کامل نیت و اهداف پشت این سبک منحصر به فرد، نیاز به زمان بیشتری دارد. حتی بیشتر از آن، صمیمیت احساساتی که او سعی دارد با فیلمنامههای خود انتقال دهد.
هوش مصنوعی در رونویسی و بازسازی سبکهای بصری ویژه یک فیلمساز به طرز شگفتآوری موثر عمل میکند و این باعث میشود این ابزار به یک وسیله کارآمد در خلق بلاکباسترهای پوچ و بیمعنی تبدیل شود. اما در یاریرساندن به اثر یک فیلمساز مولف، هوش مصنوعی توانایی چندانی ندارد. این ابزار اساساً برای بازنمایی جلوههای بصری به کار میرود و هیچ فرآیند و ابزاری در خود ندارد تا مفاهیم و روندهایی مانند میزانسن، نورپردازی، دکوپاژ و کارگردانی را به درستی درک کند. بسیار غیرممکن است که حتی یک گامی به ساخت یک شاهکار سینمایی نزدیک شود.
این دانش در اختیار عوامل حرفهای فعال در صنعت سینما است که معانی مفاهیم مذکور را به آن میبخشند، همچون فیلمنامهنویسان و کارگردانان که هدف داستان پشت پرده را ارائه میدهند. بدون این نیت انسانی، ممکن است ما تنها به تماشای تصاویر لولههای تودرتوی محافظ صفحهی نمایش ویندوز نشینیم. از سوی دیگر، الکسا ممکن است برای ما داستانهایی را که بر اساس الگوریتمها و کدهاست، بخواند یا بهتر بگوییم روخوانی کند.
هنرمند به هنر خود معنا میبخشد، اما وقتی که هیچ چهره، شخصیت و نیتی پشت اثری وجود نداشته باشد، چیزی وجود نخواهد داشت که مخاطب را سرگرم و مشغول کند، به جز دستهایی که خیلی بد به شکل کامپیوتری ساخته شدهاند و شبیه به یک مشت اسپاگتی پخته به نظر میرسند. چهرههایی که مستقیماً از درهی وهمی آمدهاند و مثل یک ژله به رنگ بژ تکان میخورند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0